ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٦٧ - ترجمه
[شرح]
(٧٨٢٦٧- ٧٨٢٥٦) گاهى گرفتن حق براى صاحب حق، واجب است و گاهى مستحب، و كمترين مرحلهاش مباح است كه در كار مباح حرجى نيست. اما حق ديگران را گرفتن ظلم است و آن از زشتترين صفات پستى است كه شخص مرتكب درخور سرزنش است.
(٣١٥٣) ١٥٣- امام (ع) فرمود:
الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ مِنَ الِازْدِيَادِ (٧٨٢٧٣- ٧٨٢٧١)
[ترجمه]
«خودبينى آدمى را از كسب فضيلت باز مىدارد».
[شرح]
(٧٨٢٧٣- ٧٨٢٧١) خودبينى به خاطر فضيلت درونى مانند علم و يا فضيلت بيرونى مثل ثروت و اندوخته تنها سبب تصور كمال آن شخص در اينها بوده و اعتقاد بر اين كه نسبت به اينها به حد نهايى رسيده است همين اعتقاد او را از زيادهجويى و فضيلت خواهى باز مىدارد.
(٣١٥٤) ١٥٤- امام (ع) فرمود:
الْأَمْرُ قَرِيبٌ وَ الِاصْطِحَابُ قَلِيلٌ (٧٨٢٨١- ٧٨٢٧٧)
[ترجمه]
«فرمان خدا نزديك و فرصت همراه بودن اندك است».
[شرح]
(٧٨٢٨١- ٧٨٢٧٧) مقصود امام (ع) از فرمان خدا مرگ و از همراهى، با هم بودن در دنياست.
(٣١٥٥) ١٥٥- امام (ع) فرمود:
قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِي عَيْنَيْنِ (٧٨٢٨٩- ٧٨٢٨٥)
[ترجمه]
«براى كسى كه داراى دو چشم است، صبح روشن است».