ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٣ - شرح
است كه همان زمينگير شدن در اثر ناتوانى از انجام وظيفه است، و به همين دليل امام (ع) از اين خوى ناپسند برحذر داشته است.
(٧٦١٨٨- ٧٦١٧٣) ١٠- صفت ناپسند سيرى بيش از حدّ فضيلت اعتدال، كه پيامد اين عمل عبارت شكمپرى است. و امام (ع) به دليل همين پيامد از آن برحذر داشته است.
آن گاه امام (ع) با برحذر داشتن از دو طرف افراط و تفريط در خوردن، به طور اجمال سخن خود را به پايان برده است به اين دليل كه چون تفريط قلب را از فضيلت تهى مىكند، پس براى آن زيانبخش است، و افراط در آن نيز قلب را از فضيلت بيرون مىسازد و باعث فساد قلب مىگردد. توفيق نگهدارى از فساد به دست خداست.
(٣١٠١) ١٠١- امام (ع) فرمود:
نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى بِهَا يَلْحَقُ التَّالِي- وَ إِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِي (٧٦٢٠١- ٧٦١٩٢)
[لغت]
(نمرقه): بالش كوچك
[ترجمه]
«ما تكيهگاهى هستيم در ميانه، آن كه عقب ماند خود را به آن برساند و آن كه پيشى گرفته به سوى آن بازگشت نمايد».
[شرح]
(٧٦٢٠١- ٧٦١٩٢) امام (ع) اين كلمه را به صفت (الوسطى) يعنى ميانه و معتدل، براى خود و خاندان خود استعاره آورده است، از آن رو كه اينان رهبران حق و براى مردم در زندگى دنيا و آخرت الگوهايى در حد عدل و در بين دو طرف افراط و تفريطند، و از حق امام (ع) و رهبران راستين آن است كه در حد اعتدال با امور برخورد كند، تا عقب مانده يعنى كوتاهى كننده مقصر در كارها به او برسد، و پيشى گرفته يعنى