ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٦ - لغت
نگرانيها تا آنجا كه قلبش را فرا گيرد، استعاره آورده است، و اين كنايه است از مردن، و در بيابان انداختن كنايه است از دفن كردن او. و كلمات: منقطعا و هيّنا حال مىباشند.
(٨٣٧٥٢- ٨٣٧٤٥) فايده دوّم- آن است كه امام (ع) ويژگيهاى مؤمن را در ارتباط با دنيا بيان كرده است:
١- مؤمن به چشم عبرت به دنيا مىنگرد تا از آن پند گيرد، و اين همان هدفى است كه براى آن آفريده شده است.
(٨٣٧٥٧- ٨٣٧٥٣) ٢- و از دنيا به اندازه قوت لازم و ضرورت بسنده مىكند، كنايه از اين كه جز به مقدار حاجت و ضرورت از خوردنيهاى دنيا نمىخورد.
(٨٣٧٧٧- ٨٣٧٥٨) ٣- با گوش خشم و دشمنى مىشنود، كنايه از دشمنى با دنياست كه به مدح دنيا گوش فرا نمىدهد بلكه عيبهاى او را مىشنود.
مقصود از جمله ان قيل اثرى ... الفناء آن است كه انسان در دنيا ناكام و تيره روز است با اين كه چيزدار است چون به دنبال آن تنگدستى و بىچيزى است، و اگر به هستى دوستى، دلخوش است، اندوهى به دنبال دارد. و اين مطلب در وصف حالت انسان در دنيا مربوط به فايده أوّل و مكمّل است و صفت مؤمن در اينجا معترضه است.
(٨٣٧٨٤- ٨٣٧٧٨) و عبارت: هذا و لم يأتهم يعنى: اين گرفتارى [در دنيا] براى آنها است با اين كه هنوز روز قيامت نيامده روزى كه از سختى عذابش آنان از رحمت خدا نااميد مىگردند.
(٣٣٤٩) ٣٤٩- امام (ع) فرمود:
إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَضَعَ الثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ- وَ الْعِقَابَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ ذِيَادَةً لِعِبَادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ- وَ حِيَاشَةً لَهُمْ إِلَى جَنَّتِهِ (٨٣٨٠٧- ٨٣٧٨٨)
[لغت]
(ذودة): برطرف كردن و بازداشتن