ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١٨ - جمله فهى طريقنا و طريقك،
و بعد از آن كه امام (ع) بر سرانجام كار دنيا توجّه داده است، و هم بر اين كه خداوند هر يك از آنها را حجّتى بر ديگرى قرار داده تا معلوم شود كه كدام يك نيكوكارترند، به موعظه و برحذر داشتن او برگشته است، از اين رو دستور داده تا در باره جان خود از خدا بترسد كه مبادا با نافرمانى خدا و مخالفت امر او، دچار هلاكت شود، و زمام اختيارش را از دست شيطان بيرون كند. لفظ قياد (افسار) را براى اميال طبيعى استعاره آورده است، و جهت اين استعاره، آن است كه اين اميال در حقيقت افسارى است كه انسان را به سمت معصيت و گناه مىكشد، وقتى كه به دست شيطان سپرده شده باشد، و بدان وسيله غرق در لذّتهاى كشنده و مهلك گرديده باشد. و ستيز او با شيطان عبارت است از ايستادگى در مقابل هواى نفس و انتقال از سمت افراط به حدّ اعتدال در مورد شهوت و غضب، و ديگر اين كه به آخرت توجّه كند يعنى روى خود را به سمت آخرت برگرداند، در حالى كه خوبى و بدى و سعادت و شقاوتى را كه در آخرت آماده شده مورد بررسى قرار دهد و با چشم بصيرت آن را بنگرد تا براى آنجا كار و كوشش كند.
(٧٠١١٩- ٧٠٠٧٩)
جمله: فهى طريقنا و طريقك،
مقدمه صغراى قياس مضمرى است كه بدان وسيله بر ضرورت توجه به عالم آخرت، هشدار داده شده است. و كبراى مقدر آن نيز چنين است: و هر چه كه مسير حركت انسان باشد بايد مورد توجه قرار گيرد. و آخرت را راه و مسير ناميده است به عنوان مجاز از پايان راه، از باب اطلاق غايت بر مغيّا.
بعد امام (ع) معاويه را از خدا ترسانده است كه مبادا او را به بلايى گرفتار سازد، كه تا ريشه او نفوذ كند و ريشهاش را از بيخ و بن بركند، مقصود امام (ع) منع او از حركت به سمت وى و جنگ با اوست، و از آن روست كه سوگند ياد كرده است، بر فرض آن كه دست روزگار آنها را در يكجا گرد آورد، در برابر او استوار بماند تا خداوند ما بين آنها داورى كند و در اين بيان، وعده قطعى به عذابى سخت و دشوار است.