ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٩ - ٣٠٧٥ ٧٥ - امام(ع) به كسى كه در ستايش آن بزرگوار افراط مىكرد، در حالى كه به بىاعتقادى نسبت به آن حضرت متهم بود، فرمود
(٧٥١٨٦- ٧٥١٧٣) ٣- شرم نداشتن از آن كه چون چيزى را نمىداند، بگويد، نمىدانم. زيرا شرم از گفتن چنين سخنى باعث سخن گفتن از روى نادانى است، و اين هم گمراهى و نادانى است كه گمراه ساختن و نادان كردن ديگرى را در پى دارد، و باعث هلاكت اخروى است. پيامبر (ص) فرمود: «هر كس ندانسته فتوا دهد، فرشتگان آسمان و زمين او را لعنت كنند [١]» و گاهى باعث هلاكت در دنيا نيز مىگردد.
(٧٥١٩٦- ٧٥١٨٧) ٤- شرم نداشتن از آموختن چيزى كه آن را نمىداند، از آن رو كه شرم داشتن نادان از فراگيرى باعث باقى ماندن او در حالت نادانى و كاستى و هلاك، و هلاكت اخروى است.
(٧٥٢٢١- ٧٥١٩٧) ٥- فضيلت شكيبايى، و امر به داشتن صبر و شكيبايى، زيرا هيچ فضيلتى بدون صبر ممكن نيست، و كمترين مرحله آن استقامت در راه فراهم آوردن فضيلتها و بعد پايدار داشتن آنها و همچنين از دست ندادن آنهاست، از اين روست كه صبر را نسبت به ايمان تشبيه به سر نسبت به تن نموده است، به دليل آن كه ايمان بدون صبر ممكن نيست. آن گاه تشبيه و مناسبت بين آن دو را با اين بيان مورد تأكيد قرار داده است كه: در آن بدنى كه سر نداشته باشد خيرى نيست.
و عبارت فانّ الصبر مقدمه صغرا براى قياس مضمرى است كه بدان وسيله وادار به صبر كرده است و كبراى قياس چنين است: و هر آنچه كه اين طور باشد به دست آوردن و فراهم كردنش واجب است.
(٣٠٧٥) ٧٥- امام (ع) به كسى كه در ستايش آن بزرگوار افراط مىكرد، در حالى كه به بىاعتقادى نسبت به آن حضرت متهم بود، فرمود:
أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا فِي نَفْسِكَ (٧٥٢٤٢- ٧٥٢٣٤)
[١] قال (ص): من افتى بغير علم لعنته ملائكة السماء و الارض.