ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٥ - ترجمه
سنگينتر و پرخرجتر، و در وقت گرفتارى كم فايدهتر، و در وقت انصاف و عدالت ناراضىتر، و به هنگام درخواست مصرّتر، و وقت بخشش كم سپاستر، و در وقت ندادن چيزى، عذر ناپذيرتر، و در شدايد روزگار كم صبرتر، از خواصّ نيست در صورتى كه ستون دين و اجتماع مسلمانان، و نيروى در برابر دشمن، همين توده مردم جامعه هستند. بنا بر اين بايد با آنها همراه و ميل قلبىات به آنها باشد.
و بايد دورترين فرد از رعيّت نسبت به تو و دشمنترين ايشان، كسانى باشند كه بيشتر در پى عيبجويى مردمانند، زيرا مردم، عيب و نقصهايى دارند كه شايسته است فرمانروا بيش از هر كس، آنها را پوشيده بدارد. و مبادا آن معايبى را از مردم كه بر تو پوشيده است، پيگيرى كنى، زيرا بر تو لازم است عيبهاى ظاهر را از بين ببرى، و خداوند نسبت به عيبهاى پنهانى خود حكم مىكند، بنا بر اين تا مىتوانى عيب پوشى كن تا خداوند عيبهايى را كه دوست دارى از مردم مخفى بدارى، بپوشاند، از مردم هر نوع كينهاى را عقده گشايى كن و رشته هر نوع بازخواست مردمى را از خود بگسل، و هر چه به نظر تو ناپسند است از خود دور كن، و به سخن بدگو و سخن چين زودباور مباش زيرا سخنچين، هر چند خود را در پوشش پند دهندگان و خير خواهان در آورد، فريبكار است.
افراد تنگ نظر را در مشورت خود دخالت مده، چه تو را از نيكى باز مىدارند و از تهىدستى مىترسانند، و همچنين افراد ترسو را طرف مشورت قرار مده، زيرا باعث سستى تو در كارها مىشوند و نيز حريص را وارد شور خود نكن زيرا از بسيارى حرص، تو را وادار به ظلم مىكند و ستم را در نظرت جلوه مىدهد، بنا بر اين، بخل، ترس و حرص، خصلتهاى گوناگونى هستند كه در جهت بدگمانى به خدا همسويند! بدترين وزيرانت كسانى هستند كه پيش از تو وزير اشرار بوده و به همراهى با آنان در گناهانشان شركت داشتهاند، پس نبايد از خواصّ تو باشند، چه آنان يار و ياور گناهكاران و همدم ستمگران بودهاند، در صورتى كه تو به جاى آنها كسانى را مىتوانى پيدا كنى كه داراى انديشه و تدبير آنها باشند امّا گناهان و زشتيهاى آنها