ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨٢ - آن گاه به وسيله عبارت و انما يؤتى خراب الارض اهلها
مردم براى چنان منافعى آن جاها اجتماع نكرده و جرأت رفتن آن جاها را ندارند، و چنان جايى مثل درياها، كوهها و امثال آنهاست.
دوم جهت بىزيان بودن آنهاست كه در عبارت: فانّهم ... غائلته، آمده است. و كبراى مقدّر هر دو قياس مضمر چنين است: و هر كس كه چنان باشد، خيرخواهى و سفارش نيكو در باره او، لازم و ضرورى است.
٣- اعمال آنان را از نزديك و اطراف كشور، زير نظر داشته باشد، تا در صورت پيشامد مظالم و مشكلاتى براى آنها، از ايشان برطرف نمايد.
٤- از معايب انگشت شمارى كه دارند از قبيل تنگ نظرى و بخل، آگاه باشد، تنگ نظرى در اين جا همان بخل است، و پس از آن احتكار ما يحتاج عمومى، از قبيل احتكار گندم، جو، خرما، كشمش، روغن و نمك، علاوه بر اينها، نرخ گذارى در باره اجناس، يعنى فروش اجناس به نرخ دلخواه خود بدون پايبندى به اصول شرع و يا عرف مردم، زيرا تمام اينها انحراف از مرز عدالت به سمت صفت ناپسند ظلم و جور است.
(٦٨٥١٧- ٦٨٤٥١) آن گاه به جنبه پيامد ناروايى كه اين معايب دارند، با اين عبارت هشدار داده است: و ذلك ... الولاة، اما اين مطلب كه آن معايب براى مردم زيانبخشاند واضح، و اما اين كه خود عيبى براى فرمانروايان است، از آن رو كه قانون عدالت به دست آنها اجرا مىشود. و اگر آنان در بازداشتن اين قبيل افراد از راه تجاوز و ستمكارى سهل انگارى كنند، سرزنش و ملامت متوجه ايشان مىگردد. و اين عبارت صغراى قياس مضمر است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر چيزى كه آن طور باشد، ردّ و دفع آن لازم و ضرورى است.
٥- پس از اين كه دليل پيامد بد آن معايب را بيان داشت، او را مأمور به جلوگيرى از احتكار نموده و به نهى پيامبر (ص) از احتكار استدلال فرموده است.
٦- دستور آسانى و سادگى خريد و فروش را داده و هم اين كه با ترازوى