ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٧ - شرح
راوندى- خدايش بيامرزد- گفته است، بلكه اين نامه به عبيد اللّه نوشته شده است. و اين عقيده صحيحتر و نسبت نامه به عبيد اللّه مناسبتر است.
بدان كه هيچ كدام از اين دو گفته سندى ندارد: امّا گفتار اوّل، تنها اين مطلب كه ابن عبّاس بعيد است چنين كارى را كرده باشد كه به او نسبت دادهاند، روشن است كه ابن عبّاس معصوم نبوده و على (ع) هم كسى نبود كه در راه حق از احدى بترسد، هر چند كه محبوبترين فرزندان او باشد همان طور كه در اين مورد به حسن و حسين (ع) در اين مثال زده تا چه رسد به پسر عمويش، بلكه لازم است به خويشاوندان نزديك در چنين مورد سختتر بگيرد، و آنگهى سختگيرى و سرزنش و درشتى بر او باعث جدايى ابن عباس از امام (ع) نمىشود، زيرا روش امام (ع) اين بود كه هر گاه كسى از يارانش استحقاق مؤاخذه داشت، مؤاخذه مىكرد، چه بزرگ بود يا كوچك، چه نزديك بود يا دور، و هنگامى كه حقّ اللّه را از او باز پس مىگرفت، و يا آن شخص از كرده خود پشيمان مىشد، به همان حال قبلى نسبت به او باز مىگشت، چنان كه فرموده است: عزيز نزد من خوار است تا وقتى كه حقّ را از او بازستانم و ذليل نزد من عزيز است تا وقتى كه حقّ او را بازگيرم. بنا بر اين با محبّت عميق و پيوند خويشاوندى كه ما بين ايشان وجود داشته، درشتى و رودررويى ناخوشايند على (ع) با ابن عباس، جدايى و اختلافى را در ميان ايشان ايجاد نمىكرده است.
و اما مطلب دوم: عبيد اللّه كارگزار امام (ع) در يمن بود و چنين حرفى در باره او نقل نشده است.
(٦٣٨٨٣- ٦٣٨٧٧) در اين نامه چند مطلب است:
اول: احسان خود را در مقام منّتگزارى بر او از چند جهت ياد آورى كرده است ١- او را در امانتى كه خداوندش او را بر آن امين دانسته، شركت داده