ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٣ - شرح
جايگزين كند، و توصيف اين رياضت نفس بالقوه مستلزم دو مطلب است:
نخست آن كه وى نفس خود را به قرص نانى خرسند سازد و اگر به آن دسترسى پيدا كرد چون غذاى دلپسندش آن را بپذيرد. و از خورش به نمكى بسنده كند. اين رياضت، رياضت قوه شهوت است، و چون قوه شهوانى دشمن نفس انسانى است و بيشترين فساد از طرف آن قوه به آدمى وارد مىشود، از اين رو، امام (ع)، مخصوصا آن را نام برده و با تصميم قاطع به مقابله آن برخاسته است، و احتمال دارد كه مقصود امام (ع)، تربيت همه قواى نفسانى باشد، كه امام چنين توصيف كرده است، نفس با وجود رياضت و تمرين به قرص نانى خرسند است، زيرا كنترل شهوت از كنترل ساير قوا مهمتر و دشوارتر است، و اشاره به كنترل قوه شهوانى تا به حدّى كه بيان شده است، رساتر از آن است كه تربيت و رياضت را با وصف سخت و شديد بيان مىكرد. امام (ع) در سوگند خود به عنوان ادب در گفتار، مشيّت و اراده خدا را استثنا كرده است، به دليل آيه مباركه: وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ [١] و براى جلب توجه به اين مطلب كه امور در سلسله نيازمندى و احتياج، به خداوند منتهى مىشوند.
دوم- امام (ع) كاسه چشم خود را همچون چشمه آبى به حال خود وامىگذارد كه آبش خشكيده باشد وجه شبه آن است كه اشكهاى چشم تمام شده، و در اشتياق به ملأ اعلى و آنچه از خوشبختى ابدى براى اولياى خدا آماده شده و همچنين از ترس محروم ماندن از آنها، با گريه از اشك تهى گردد. و آن كس كه در جايى غريب مانده و در موضع ترس و وحشت است چگونه شوق ديدار وطن اصلى و نخستين جايى نباشد كه با آنجا انس داشته است. الفاظ مطعوما، مأدوما و مستفرغة [از نظر تركيبى] حال مىباشند.
[١] سوره كهف (١٨) آيه (٢٣) يعنى: هرگز مگو من اين كار را فراد انجام خواهم داد مگر اين كه بگويى اگر خدا بخواهد.