ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٨ - ٢ - عبارت و الله سبحانه القيامة،
باشد، يعنى جلو خشم خود را نسبت به آنچه از كارها بر خلاف ميل او اتفاق مىافتد، و جلو تندروى خود، و تند زبانىاش را بگيرد، و تسلّط وى بر اين امور، تنها با خوددارى از طغيان قوه غضبيّه، و ايستايى او در كاربرد آن قوّه در حد اعتدال است، به طورى كه تا سرحدّ افراط آن را به كار نبرد تا در صفت ناپسند تهوّر و بىباكى نيفتد و در نتيجه اين خوى ناپسند او را گرفتار ستمكارى نكند.
(٦٩٦٩٠- ٦٩٦٦٣) سى و دوم: او را امر به خوددارى از اين امور كرده و به وسائل و ابزار اين خويشتندارى نيز راهنمايى كرده است كه همان خوددارى از شتابزدگى و به تأخير انداختن اعمال قدرت مىباشد تا وقتى كه آتش خشم فرو نشيند و در نتيجه حالت اختيار و انتخاب انجام دادن و يا انجام ندادن كارى كه اميد مصلحت مىرود، برايش، فراهم آيد. و به دليل استوارى و درستى اين ابزار و وسائل با اين سخن خود اشاره فرموده است: و لن تحكم ذلك ... عليك، توضيح آن كه، زياد در غم رستاخيز بودن و در امور آخرت انديشيدن، باعث بىميلى به امور دنيايى سراسر جنجال و طغيان قوّه غضبيّه است.
(٦٩٧٤٩- ٦٩٦٩١) سى و سوم: بر وى دو چيز را لازم و واجب شمرده است كه به طور اجمال تمام سفارشهاى اين عهدنامه را شامل است:
١- آنچه را بر پيشينيان رفته، يعنى احكامى كه به عدل و داد از طرف حاكمان پيش از او صادر شده، و يا كارهايى را كه به پيروى از پيامبرمان (ص) و يا بر اساس واجبات الهى انجام گرفته، مورد توجه قرار دهد، تا آن كارهايى كه مورد عمل امام (ع) است، پيروى نمايد.
٢- خويشتن را به پيروى از آنچه در اين عهدنامه آمده است، و حجّت خود را بر او تمام كرده، يعنى همان موعظه و يادآورى اوامر الهى، وادار سازد، تا به هنگام حمله و فشار هواى نفسش، عذر و بهانه در برابر امام (ع) نداشته باشد،