ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨١ - آن گاه به وسيله عبارت و انما يؤتى خراب الارض اهلها
مىفرمايد: آنانى را كه بين مردم درستكارتر و به امانتدارى در دين مشهورترند، انتخاب كن. و به وسيله قياس مضمرى او را تشويق به انجام اين دستورها فرموده است كه صغراى قياس، جمله: فانّ ذلك ... امره، و كبراى مقدر آن نيز چنين است: و هر چه آن طور باشد، بايد انجام داد.
پنجم: امر كرده است تا در رأس هر كارى از كارها يكى از منشيان واجد شرايط مناسب با آن كار را قرار دهد، به طورى كه عظمت كار او را از پا در نياورد و در انجام آن كوتاه نيايد و زيادى كار باعث آن نشود، شيرازه كارها از هم بپاشد و به كارها نرسد.
ششم: نهى فرموده است از اين كه مبادا از عيب منشيانش غافل بماند، و با اين عبارت او را هشدار داده است: مهما ... الزمته (هر عيبى كه در منشيانت باشد و تو از آن غافل بمانى، مسئول آن عيب هستى)، و اين صغراى قياس مضمرى است كه تقدير آن چنين است: زيرا هر چه، از معايب مورد غفلت قرار گيرد، تو مسئول هستى. و كبراى مقدّر نيز مىشود: و هر چيزى را كه تو مسئول آنى، غفلت از آن روا نيست.
(٦٨٤٥٠- ٦٨٣٨٥) دسته ششم، بازرگانان و صنعتگرانند، و در باره آنان اوامرى به شرح زير صادر كرده است:
١- نسبت به آنان خيرخواه باشد.
٢- سفارش لازم را نسبت به آنها- چه آنانى كه در يك جا مقيمند و چه آنها كه با سرمايه خود، دوره گردند، و چه آنها كه با نيروى بدنى خدمت مىكنند- دريغ نورزد، زيرا آنها سرچشمه سازندگىاند. و به جنبه مصلحتى كه در سفارش نسبت به آنها و توجّه به حال آنها وجود دارد، از دو جهت اشاره فرموده است:
يكى جهت سود و منفعت آنهاست، در عبارت: فانّهم ... عليها، و ضمير در كلمات: مواضعها و عليها به منافع برمىگردد، و «حيث» يعنى از جايى كه