ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٥ - بنا بر اين عبارت لا قوام الخراج،
نظر شرع موظف به انجام آن است، بيرون مىكند. و اما خيانت براى آن است كه اولويت در انتخاب كاركنان و واليان از وظايف دينى است، و دين هم امانتى است در دست كسى كه آنان را به كار مىگمارد، بنا بر اين اگر بدون رعايت اين امانت، بىحساب و از روى هوا و هوس انتخاب كند به دور از امانتدارى، و خود نوعى خيانت است.
(٦٨٠٢٧- ٦٧٩٣٣) دوم اين كه اشخاصى را با ويژگيهاى ياد شده به دلايلى كه ذكر شد، براى كارها در نظر بگيرد.
سوم وسايل خورد و خوراك آنان را فراوان كند، در اين مورد از سه جهت مصلحت كار را بيان فرموده است:
١- فراوان داشتن خورد و خوراك، انگيزهاى براى خود سازى آنهاست، كه خود امرى ضرورى است.
٢- اين كار باعث بىنيازى آنان از دستدرازى به مال مسلمانانى است كه در تحت اختيار آنها قرار دارند.
٣- اين عمل، دليلى براى او در برابر آنها خواهد بود كه فرمان او را نبرند و يا در امانت ايجاد خدشه كنند، كلمه: الثّلم به معنى ايجاد خدشه استعاره براى خيانت است.
جهات سهگانه، مقدّمات صغراى قياسات مضمرى هستند كه كبراى هر كدام از آنها چنين است: و هر چه آن چنان باشد، انجامش داراى مصلحت لازم و فايده قطعى است.
چهارم، آن كه كارهاى آنها را بررسى كن، و بازرسان و جاسوسانى از مردم راستگو و باوفا بر آنان بگمار. و به جهت مصلحت اين كار، با اين بيان اشاره فرموده است: فانّ تعاهدك ... بالرّعية زيرا بررسى كارهاى ايشان، با اطّلاع و آگاهى آنها بر اين كه اين بررسى از طرف اوست انگيزهاى براى امانتدارى در