ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٦ - شرح
راوى مىگويد: آن گاه نگاهى به قبر پدر بزرگوارش نمود و به عنوان گواه و مثال شعر هند دختر امامه را در حالى كه پدر بزرگوارش را مخاطب قرار داده بود بيان كرد:
|
قد كان بعدك انباء و هنبثة |
لو كنت شاهد هالم تكثر الخطب |
|
|
ابدت رجال لنا نجوى صدورهم |
لمّا قضيت و حالت دونك الترب |
|
|
تجهّمتنا رجال و استخفّ بنا |
اذ غبت عنّا فنحن اليوم مغتصب [١] |
|
راوى مىگويد، هيچ روزى سابقه نداشت كه مثل آن روز، مردم و آن بانوى بزرگوار آن همه گريسته باشند. سپس رو به گروه انصار حاضر در مسجد كرد و فرمود:
اى گروه ياران پيامبر [٢] و اى بازوان ملّت و نگهبانان اسلام! باعث اين سستى شما از يارى من، و سهل انگارى از كمك به من و چشمپوشى از حق من و ناديده گرفتن ستم به من چيست؟ مگر سخن پيامبر را نشنيديد كه فرمود:
«احترام به فرزند، احترام به پدر است.»؟ چه زود عوض شديد، و چه زود به چنين وضعى در آمديد، پيامبر از دنيا رفت شما هم دين او را فراموش كرديد؟ آرى مرگ او مصيبتى جانگداز بوده است، با رفتن او شكافى عميق به وجود آمده كه همواره در حال فزونى است و هرگز التيام نپذيرد. زمين از فقدان او تاريك و كوهها زير و زبر شد و آرزوها بر باد رفتهاند. پس از آن بزرگوار حرمتها شكسته و حريمى بر جاى نمانده است، و آن رويدادى ناگوار بود كه قرآن پيش از رحلتش بر ملا
[١] بعد از تو فتنه و آشوبهايى بر پا شد كه اگر تو شاهد آنها بودى تاب نمىآوردى افرادى كه نقشههاى شومى در دل پنهان داشتند به محض رحلت تو طرحها و نقشههايشان را اجرا كردند. مردانى بر ما يورش آوردند و ما را خوار ساختند. همين كه تو از ميان ما رفتى حق ما را غصب كردند.
در كشف الغمه چند شعر ديگر نيز آمده و همه آنها را از حضرت زهرا (ع) نقل كرده است.
[٢] در بعضى كتب «يا معشر الفتيه» و در بعضى «يا معشر البقيه» آمده است- م.