ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٤ - شرح
خلافت رسيد، تصميم گرفت فدك را از آن بزرگوار بگيرد. فاطمه (ع) كسى را نزد ابو بكر فرستاد و ميراث خود از پيامبر خدا را از وى مطالبه كرد و مىفرمود كه پدرم در زمان حيات خود فدك را به من مرحمت كرده است، و در آن باره على (ع) و امّ ايمن را به گواهى طلبيد و آن دو گواهى دادند، ابو بكر راجع به اين كه فدك ميراث پيامبر است با خبرى كه از پيامبر نقل كرد پاسخ داد، كه آن خبر چنين است: ما گروه پيامبران ميراثى پس از خود نمىگذاريم آنچه به جاى گذاريم صدقه است.
و در مورد فدك نيز چنين پاسخ داد كه آن متعلق به پيامبر (ص) نبوده است بلكه از آن تمام مسلمانان و در دست آن بزرگوار بوده است كه بدان وسيله به افراد كمك مىكرد و در راه خدا انفاق مىنمود و من هم به دنبال او همان كارها را انجام مىدهم. هنگامى كه اين سخنان ابو بكر به اطلاع حضرت زهرا (ع) رسيد، حجاب خود را بر تن پوشيد و در ميان تعدادى از اطرافيان و زنان فاميل كه در پشت سرش حركت مىكردند آمد تا بر ابو بكر وارد شد در حالى كه بيشتر مهاجران و انصار در حضور او بودند، پس از اين كه بين آن بزرگوار و مردان پردهاى آويخته شد چنان ناله جانسوزى از دل برآورد كه تمام مردم را به گريه در آورد. سپس مدتى سكوت كرد تا احساسات مردم فرو نشست [١] و فرمود: سخن را با سپاس آن كه سزاوار ستايش و رفعت و عظمت است آغاز مىكنم، سپاس از آن خداست در برابر نعمتهايى كه داده و شكر او را در مقابل آگاهى و دركى كه به ما مرحمت كرده است به جا مىآورم. پس از آن كه خطبهاى طولانى ايراد كرد، در پايان خطبه فرمود: چنان كه سزاوار است تقواى الهى را پيشه كنيد و در مورد اوامر او مطيع باشيد، زيرا كه تنها از ميان بندگان خدا، دانشمندان از خدا
[١] اين خطبه شريفه حضرت زهرا (ع) در جلد ٥ از كتاب «المنظوم و المنثور فى كلام نسوان العرب من الخطب و الشّعر» آورده شده است مؤلف كتاب از علماى قديم عامه است و كتاب متعلق به كتابخانه دربار متوكل عباسى بوده است.