شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٣ - تفاوت عقول در اصل فطرت، خلاف معتزله كه ايشان گويند در اصل، عقول جزوى برابرند، اين افزونى و تفاوت از تعلم است و رياضت و تجربه
|
مكرها در كسب دنيا بارد است |
مكرها در ترك دنيا وارد است |
|
|
مكر آن باشد كه زندان حفره كرد |
آن كه حفره بست آن مكرى است سرد |
|
٩٨١- ٩٨٠/ ١ نبوت يافتن: به مقام راهبرى رسيدن. اشارت به حديث: «الشَّيْحُ فِى اهْلِهِ كَالنَّبِىِّ فِى امَّتِهِ.»
|
گفت پيغمبر كه شيخِ رفته پيش |
چون نبى باشد ميان قوم خويش |
|
١٧٧٣/ ٣ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٧٧٣/ ٣) امَّتِى: امت بودن. پيروى كردن.
فرد گرديدن: جدا شدن، جسم را رها كردن، جان شدن.
خداونده: در معارف بهاء ولد به معنى مالك و صاحب آمده است: «بارى بنا چنان افكن كه اگر خداونده بيايد و آن را ويران كند چوبى بماند كه با خود ببرى.» (ص ٥٥) «آن خرك را اگر جامه يا بارش فرو گيرند ... جفته در انداختن گيرد، اما از خداونده نجهد.» (ص ٩٣) روبهى: تعبير ديگرى است از مكر. مكر را بايد در راه گريختن از زندان دنيا به كار گرفت نه براى به دست آوردن دنيا.
چون پروانه در آتش تاختن: بىچشمداشت مُزد رياضت كشيدن و عبادت كردن.
مضطر تشنه: آن كه شيفته خدمت در درگاه خداست.
گريه اخوان يوسف: چنان كه در قرآن كريم است: وَ جاؤُوا أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ: و شبانگاه گريه كنان نزد پدرشان آمدند.» (يوسف، ١٦) اگر رنج رياضت و طاعت را بر خود مىنهى و اگر به درگاه حق تعالى روى نياز به خاك مىگذارى و زارى مىكنى زاريت را حقيقتى بايد و حقيقت هنگامى مسلم است كه دلت با زبانت يكى شود و گر نه گريه سودى نخواهد داشت و براى بهتر روشن كردن اين معنى داستان آينده را مىآورد.