شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٠ - در بيان آن كه لطف حق را همه كس داند و قهر حق را همه كس داند و همه از قهر حق گريزاناند و به لطف حق در آويزان، اما حق تعالى قهرها را در لطف پنهان كرد و لطفها را در قهر پنهان كرد، نعل باز گونه و تلبيس و مكر الله بود تا اهل تمييز و ينظر بنور الله از حال
و آن دگر: كنايت از نعمت دنيا كه به ظاهر زيباست و در واقع متاعُ الغرور است.
آب آتشين: آسايشى كه پسِ آن عذاب است.
خوش جواز: كه سخت نگيرد و در حديث است: «كُنْتُ ابَايِعُ النَّاسَ وَ كَانَ مِنْ خُلُقِى الْجَوازُ أىِ التَّسَاهُلُ وَ التَّسَامُحُ فِى الْبَيْعِ وَ الاقتضاءِ.» (نهايه ابن اثير، ذيل جوز) و نيز:
«امِرْتُ أنْ أَتَجَوَّزَ فِى الْقَوْلِ فإِنَّ الْجَوازَ فِى الْقَوْلِ هُوَ خَيْرٌ.» (احاديث مثنوى) ذره عقل: ظاهراً گرفته از اين حديث است: «لكُلِّ شَىءٍ دعامةٌ و دعامة الْمُؤْمن عَقْلُه وَ بِقدر عقلِه تكون عبادتُه لِرَبّه.» (ابو سعيد خدرى، از رسول ٦، به نقل شرح انقروى، بحار الانوار، ج ١، ص ٩٦) و نيز روايتهاى ديگر در باره ارزش عقل در عبادت كه در همين كتاب و همين مجلد آمده است.
جوهر و عرض: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٤١٥/ ٢.
اين دو: نماز و روزه.
مُفْتَرَض: واجب.
مفترض شدن در تكميل: اگر آدمى را عقل باشد نماز و روزه بر او واجب است.
آيينه: كنايت از عقل معاد.
فاسد بودن آيينه: تيره بودن عقل معاد.
گزين آيينه: استعارت از عقل كامل.
مَغْرِس: جاى كاشتن.
خوش مغرس: افاضت شده از جانب خدا (عقل ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ).
اگر خدا آتش را در آب و آب را در آتش نهان مىكند شگفت نبايد داشت. جايى كه جادوان كارهايى حيرت انگيز مىكنند، قدرت خداىِ جادو آفرين چه خواهد بود؟ اما شناخت آتشى كه در آب است يا آبى كه در آتش است از هر كس ساخته نيست، دلى روشن و عقلى به كمال بايد يا عقلى كه عبادت آن را جلا دهد و به كمال رساند.