شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٩٢ - تفسير گفتن ساحران فرعون را در وقت سياست با او كه لا ضير انا الى ربنا منقلبون
|
پس كسانى كز جهان بگذشتهاند |
لا نيند و در صفات آغشتهاند |
|
|
در صفات حق صفات جملهشان |
همچو اختر پيش آن خور بىنشان |
|
٤٤٢- ٤٤١/ ٤ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٤٤٢- ٤٤١/ ٤) حلول و اتحاد: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٠٣٨/ ٥.
اين مشكل با فكر و استدلال فلسفى گشودنى نيست، و ممكن است انديشنده را به حلول و اتحاد كشاند و گمراه گرداند.
مفتتن: بيشتر به معنى شيفته و فريفته است و به معنى فتنه جاى نيز به كار رفته است.
|
اى به غفلت خفته زير دام دهر |
ايمنى چون يافتى زين مفتتن |
|
(ناصر خسرو) خلاصه امر كن: خلاصه موجودات. آن كه جهان و هر چه در آن است براى اوست.
نخست بايد خودى را رها كرد و خود را در حق فنا كرد. چون از خودى رستى، به حق پيوستى و تو اويى و او تو. طالب مطلوب گردد و مطلوب طالب او شود و اين حقيقتى باريك و دقيق است كه آن را با قياسهاى فلسفى و استدلالهاى منطقى نمىتوان دريافت. بسا خردها كه در پى رسيدن بدين حقيقت به گمراهى در افتادند و به حلول يا اتحاد توسل جستند. اين اتحاد تبديل ظاهر است مانند تبديل نطفه به انسان. كه در اين تبديل نه حلولى راه يافته است نه اتحادى. آن چه تغيير يافته اوصاف است.