شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٦٦ - خنده گرفتن آن كنيزك را از ضعف شهوت خليفه و قوت شهوت آن امير، و فهم كردن خليفه از خنده كنيزك
فراز: بسته.
|
من و او هر دو به حجره در و مى مونس ما |
باز كرده در شادى و در حجره فراز |
|
(فرخى) سود و زيان: كنايت از رعايت مصلحت وقت.
فتاح: گشاينده. نامى از نامهاى خدا، و در بيت اين معنى مقصود است.
در كف فتاح: اشارت به قرآن كريم است: و أنه هو أضحك و أبكى. (نجم، ٤٣) طيره گشتن: به خشم آمدن.
بهانه چرب: عذرهاى بر ساخته و به ظاهر قابل قبول.
بدم: شارحان آن را مركب از ب+ دم گرفتهاند. بر زبان بهانه بياورى. ولى مىتوان گفت كلمه مركب از بد+ م (مفعولى) است و «بد» صفت بهانه است. (بهانه نامعقول را بيارايى و به من بگويى.) ماه: كنايت از روشنى معنوى.
گشت: آن گاه كه دل در كار است و بيدار.
زير طشت آمدن: كنايت از پنهان گشتن.
هفت مصحف: شارحان نوشتهاند هفت قرآن را روى هم نهاد و بدان سوگند خورد ولى ظاهرا هفت تأكيد گونهاى است چنان كه گويند هفت قرآن در ميان، و توجهى به رقم ندارند.