شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٧ - ايثار كردن صاحب موصل آن كنيزك را به خليفه تا خونريز مسلمانان بيشتر نشود
گنبد كردن: جستن در هوا. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٥٦٦/ ٥) لغز: شارحان آن را سوراخ معنى كردهاند و پيداست كه اين معنى را از همين كار برد گرفتهاند. لغز در لغت به معنى سوراخ موش و سوسمار است. احتمال مىرود مولانا لغز را به معنى جاى پنهان و كمينگاه گرفته باشد.
جانى دگر: كنايت از انعقاد نطفه فرزند.
رو نمايد: جان دگر كه در بيت بالا بود.
علوق: بسته شدن خون زن در رحم با نطفه مرد در ابتداى ايام حمل. (اگر مانعى در رحم پيش نيايد مولودى پديد مىگردد.) ثالثى زادن: كنايت از اثرى كه از اجتماع آن دو پديد مىآيد از گفتار و كردار صالح يا ناصالح و آن اثر در نامه اعمال ثبت مىشود و در قيامت به آدمى داده مىشود. پس نبايد با هر كسى پيوست و با او قرين گرديد.
ميقات: روزى كه نتيجه آن مقاربتها آشكار بخواهد شد.
الحاق ذريات: اشارت است به آيه: و الذين آمنوا و اتبعتهم ذريتهم بإيمان ألحقنا بهم ذريتهم آنان كه ايمان آوردند و ذريتهاى آنان در ايمان از آنان پيروى كردند ذريتهاشان را به آنان مىپيونديم.» (طور، ٢١) اين آيه چنان كه مىبينيم در باره فرزندان است اما مولانا اعمال را چون اولاد گرفته است.
طلل: اثر خانه، جاى خراب. و در بيت كنايت از جسم است.
حجال: جمع حجله.
خوش حجال: كنايت از عالم نهان.
منتظر در غيب: فرمودهى على (ع) است: «پيش رفتگان را بداشتهاند و در انتظار رسيدن شما نگاه داشتهاند.» (نهج البلاغه، خطبه ٢١) راه گم كرد: مأمورى كه از سوى خليفه رفته بود.
صبح دروغ: كنايت از نشانههاى غلط.
چون مگس در دوغ افتادن: راه گريز نداشتن.
|
اندر افتادند از در ز ازدحام |
همچو اندر دوغ گنديده هوام |
|
٢٠٦٧/ ٥