شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤١٥ - غالب شدن مكر روبه بر استعصام خر
غالب شدن مكر روبه بر استعصام خر
|
خر بسى كوشيد و او را دفع گفت |
ليك جوع الكلب با خر بود جفت |
|
|
غالب آمد حرص و صبرش بد ضعيف |
بس گلوها كه برد عشق رغيف |
|
|
ز آن رسولى كش حقايق داد دست |
كاد فقر أن يكن كفر آمده است |
|
|
گشته بود آن خر مجاعت را اسير |
گفت اگر مكر است يك ره مرده گير |
|
|
زين عذاب جوع بارى وا رهم |
گر حيات اين است من مرده بهم |
|
|
گر خر اول توبه و سوگند خورد |
عاقبت هم از خرى خبطى بكرد |
|
|
حرص كور و احمق و نادان كند |
مرگ را بر احمقان آسان كند |
|
ب ٢٨٢٣- ٢٨١٧ جوع الكلب: آن است كه اعضا سير و بدن گرسنه باشد.
رغيف: گرده نان.
كاد فقر: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٥١٥/ ٢.
مجاعت: گرسنگى.
رمزى است از كسانى كه از گناه توبه مىكنند، اما شكيبا نيستند به اندك وسوسه، توبه را مىشكنند و طاقت تحمل و رياضت و پاك كردن تن را ندارند. ديگر بار خود را به خطر مىافكنند.
|
نيست آسان مرگ بر جان خران |
كه ندارند آب جان جاودان |
|
|
چون ندارد جان جاويد، او شقى است |
جرأت او بر اجل از احمقى است |
|
|
جهد كن تا جان مخلد گرددت |
تا به روز مرگ برگى باشدت |
|
|
اعتمادش نيز بر رازق نبود |
كه بر افشاند بر او از غيب جود |
|
|
تا كنونش فضل بىروزى نداشت |
گر چه گه گه بر تنش جوعى گماشت |
|