شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٦٨ - فيما يرجى من رحمة الله تعالى معطى النعم قبل استحقاقها و هو الذى ينزل الغيث من بعد ما قنطوا و رب بعد يورث قربا و رب معصية ميمونة و رب سعادة تأتى من حيث يرجى النقم ليعلم أن الله يبدل سيئاتهم حسنات
ديوان قضا: محكمه عدل الهى. اشارت است به قرآن كريم: و نضع الموازين القسط ليوم القيمة فلا تظلم نفس شيئا: و مىنهيم ميزانهاى عدل را در روز رستاخيز، پس هيچ كس را اندك ستمى نشود.» (انبياء، ٤٧) نقد نيكو شادمان: اشارت است بدان چه در قرآن كريم است: فأما من ثقلت موازينه. فهو في عيشة راضية. (قارعه، ٦- ٧) نقد قلب: اشارت است به قرآن كريم: و أما من خفت موازينه فأمه هاوية. (قارعه، ٨- ٩) سر دل در جسد: گرفته از قرآن كريم است: يعرف المجرمون بسيماهم فيؤخذ بالنواصي و الأقدام. (رحمن، ٤١) قنديل و آب و روغن: قنديل بعض لغت نويسان چون مؤلف آنندراج و غياث اللغات آن را چنين معنى كردهاند: قنديل آب نوعى از قنديل آبگينه بلورى كه آن را به آب پر كرده و روغن بر آن انداخته فتيله ميان آن روشن نمايند. اين معنى از درست در نيافتن معنى اين تركيب پديد آمده. قنديل ظرفى شيشهاى بوده است كه در آن روغن مىريختند و فتيله در آن مىنهادند. چراغدان كه بر سقف مىآويختند. و گرفته از واژه يونانى) KANDHELA (به معنى شمع است.
آن چه نوشتهاند كه: «ابتدا كمى آب در قنديل مىريختند سپس روغن» دقيق نيست، چرا كه روغن را اگر بر روى آب بريزيد همچنان بالا مىماند، در اين صورت فتيله در آب خواهد بود و روشنى ندارد. با توجه به كلمه «فاش» مولانا از آب و روغن در قنديل بدين نكته توجه دارد كه از روشنى دادن يا ندادن قنديل آشكار مىشود، درون آن آب است يا روغن.
مقصود مولانا اين است كه چنان كه در قنديل آب يا روغن باشد از بيرون ديده مىشود، روز رستاخيز كه يوم تبلى السرائر ... (طارق، ٩) است درون هر كس آشكار مىگردد.
سر سبز: اشارت است به برخى از آيههاى قرآن كريم از جمله: فرحين بما آتاهم الله. (آل عمران، ١٧٠) و نيز و سيق الذين اتقوا ربهم إلى الجنة زمرا. (زمر، ٧٣) سر نگون: اشارت است بدين آيه: و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رؤسهم عند ربهم. (سجده، ١٢)