شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٦٦ - فيما يرجى من رحمة الله تعالى معطى النعم قبل استحقاقها و هو الذى ينزل الغيث من بعد ما قنطوا و رب بعد يورث قربا و رب معصية ميمونة و رب سعادة تأتى من حيث يرجى النقم ليعلم أن الله يبدل سيئاتهم حسنات
|
حشر اصغر حشر اكبر را نمود |
مرگ اصغر مرگ اكبر را زدود |
|
|
ليك اين نامه خيال است و نهان |
و آن شود در حشر اكبر بس عيان |
|
|
اين خيال اينجا نهان، پيدا اثر |
زين خيال آن جا بروياند صور |
|
|
در مهندس بين خيال خانهاى |
در دلش چون در زمينى دانهاى |
|
|
آن خيال از اندرون آيد برون |
چون زمين كه زايد از تخم درون |
|
|
هر خيالى كو كند در دل وطن |
روز محشر صورتى خواهد شدن |
|
|
چون خيال آن مهندس در ضمير |
چون نبات اندر زمين دانه گير |
|
|
مخلصم زين هر دو محشر قصهاى است |
مؤمنان را در بيانش حصهاى است |
|
ب ١٧٩٥- ١٧٨٧ خواب و بيدارى نشانه محشر:
|
اين جهان خواب است اندر ظن مه ايست |
گر رود در خواب دستى باك نيست |
|
١٧٢٥/ ٣ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٧٢٥/ ٣) حشر اصغر: بيدارى پس از خواب.
حشر اكبر: زنده شدن پس از مرگ است.
مرگ اصغر: كنايت از خواب، و «مرگ اكبر» كنايت از مردن است. زدودن مرگ اكبر به وسيله مرگ اصغر گرفته از قرآن كريم است: فيمسك التي قضى عليها الموت و يرسل الأخرى إلى أجل مسمى: آن جان كه مرگش نرسيده به تن باز مىگردد و تن نمىميرد.» (زمر، ٤٢) اين نامه خيال است: اشارت است بدان كه دفتر كردار و گفتار ما در اين جهان انديشههاى ماست كه آن را در خود ثبت كرده است. اما نهان است. و اثرش در محشر آشكار مىشود.
در مهندس بين خيال:
|
از مهندس آن عرض و انديشهها |
آلت آورد و ستون از بيشهها |
|
|
چيست اصل و مايه هر پيشهاى |
جز خيال و جز عرض و انديشهاى |
|
٩٦٤- ٩٦٣/ ٢