شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٨٦ - مناجات
ديو در شيشه حجت كردن: با گذراندن شاهد و نشان دادن دليل، متجاوز را از تعدى باز داشتن.
گواه: شاهد، كه در دعوى بايد حاضر باشد و گواهى دهد.
يمين: سوگند.
نكول: نپذيرفتن. خود دارى كردن از پرداخت حواله يا دين.
ديو در شيشه رفتن: كنايت از ملزم گشتن خصم.
كيل: پيمانهاى بود با حجم مختلف كه بدان گندم، جو، و ديگر دانهها را مىپيمودند.
حيف: ستم، جور.
مردار: كنايت از مال دنيا كه: «الدنيا جيفة و طالبوها كلاب (و طلابها كلاب).» اقبال و دولت: كنايت از ثبات و قوت در انجام تكليف.
كهنه: قديم، ديرين.
از نبى بر خوان: اشارت است به قرآن كريم: إن الشياطين ليوحون إلى أوليائهم. (انعام، ١٢١) و نيز: و كذلك جعلنا لكل نبي عدوا شياطين الإنس و الجن يوحي بعضهم إلى بعض. (انعام، ١١٢) افتتان: فريفتن.
اديب: يكى از معنىهاى آن معلم است كه با تربيت خود عقل متعلم را به كمال رساند. و در اين بيت كنايت از قدرت پروردگار است.
در مطاوى مثنوى با استفاده از آيههاى قرآن كريم و حديثها، فراوان تذكر داده است كه چون در آدمى خرد و شهوت هر دو به وديعت نهادهاند، اگر شهوت بر خرد غالب آيد گزند آدمى از هر درنده بيشتر خواهد بود. در اين بيتها نيز بدان معنى اشارت مىكند و مىافزايد وضع احكام شرع و مقررات فقهى و نهادن دستگاه قضايى براى آن است مه مردم به هم تجاوز نكنند. قانون شرع ديو شهوت را در شيشه حجتهاى فقهى بند كرده است و آن قانون موجب تعديل خصومتها مىگردد و در دعوى ميان آنان عدالت را بر قرار مىسازد.
سپس به نكتهاى دقيقتر اشارت مىكند و آن اينكه هر گاه مردم بر سر متاع دنيا خصم يكديگر باشند و به هم رشك برند، رشك و دشمنى آنان با كسانى كه از دولت هدايت