شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٦٣ - در تفسير قول مصطفى
در تفسير قول مصطفى ٧ لا بد من قرين يدفن معك. و هو حى و تدفن معه و أنت ميت ان كان كريما اكرمك و إن كان لئيما اسلمك و ذلك القرين عملك فأصلحه ما استطعت، صدق رسول الله
|
پس پيمبر گفت بهر اين طريق |
با وفاتر از عمل نبود رفيق |
|
|
گر بود نيكو ابد يارت شود |
ور بود بد در لحد مارت شود |
|
|
اين عمل وين كسب در راه سداد |
كى توان كرد اى پدر بىاوستاد |
|
|
دونترين كسبى كه در عالم رود |
هيچ بىارشاد استادى بود؟ |
|
|
اولش علم است آن گاهى عمل |
تا دهد بر، بعد مهلت يا اجل |
|
|
استعينوا فى الحرف يا ذا النهى |
من كريم صالح من أهلها |
|
|
اطلب الدر أخى وسط الصدف |
و اطلب الفن من أرباب الحرف |
|
|
ان رأيتم ناصحين أنصفوا |
بادروا التعليم لا تستنكفوا |
|
|
در دباغى گر خلق پوشيد مرد |
خواجگى خواجه را آن كم نكرد |
|
|
وقت دم آهنگر ار پوشيد دلق |
احتشام او نشد كم پيش خلق |
|
|
پس لباس كبر بيرون كن ز تن |
ملبس ذل پوش در آموختن |
|
|
علم آموزى طريقش قولى است |
حرفت آموزى طريقش فعلى است |
|
ب ١٠٦٢- ١٠٥١ لا بد من قرين ...: ناگزير از همنشينى هستى كه با تو در خاك سپرده مىشود. حالى كه او زنده است، و تو با او در خاك مىروى حالى كه مردهاى. اگر كريم باشد تو را اكرام كند و اگر لئيم باشد تو را خوار وامىگذارد و اين همنشين كردار توست. پس تا توانى آن را اصلاح كن، رسول خدا راست گفت. (بحار الانوار، ج ٦٨، از معانى الاخبار، امالى، و خصال صدوق)