شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥١ - تفسير خلقنا الإنسان فى أحسن تقويم ثم رددناه أسفل سافلين و تفسير و من نعمره ننكسه فى الخلق
تفسير خلقنا الإنسان فى أحسن تقويم ثم رددناه أسفل سافلين و تفسير و من نعمره ننكسه فى الخلق
|
آدم حسن و ملك ساجد شده |
همچو آدم باز معزول آمده |
|
|
گفت آوه بعد هستى نيستى |
گفت جرمت اين كه افزون زيستى |
|
|
جبرئيلش مىكشاند موكشان |
كه برو زين خلد و از جوق خوشان |
|
|
گفت بعد از عز اين اذلال چيست |
گفت آن داد است و اينت داورى است |
|
|
جبرئيلا سجده مىكردى به جان |
چون كنون مىرانيم تو از جنان |
|
|
حله مىپرد ز من در امتحان |
همچو برگ از نخل در فصل خزان |
|
|
آن رخى كه تاب او بد ماه وار |
شد به پيرى همچو پشت سوسمار |
|
|
و آن سر و فرق گش شعشع شده |
وقت پيرى ناخوش و اصلع شده |
|
|
و آن قد صف در نازان چون سنان |
گشته در پيرى دو تا همچون كمان |
|
|
رنگ لاله گشته رنگ زعفران |
زور شيرش گشته چون زهره زنان |
|
|
آن كه مردى در بغل كردى به فن |
مىبگيرندش بغل وقت شدن |
|
|
اين خود آثار غم و پژمردگى است |
هر يكى زينها رسول مردگى است |
|
ب ٩٧٣- ٩٦٢ خلقنا الإنسان: لقد خلقنا الإنسان في أحسن تقويم. ثم رددناه أسفل سافلين:
همانا آفريديم آدمى را در نيكوترين نگاشت. سپس باز گردانيديم او را فروتر فروتران.» (تين، ٤- ٥) و من نعمره ...: و من نعمره ننكسه في الخلق أ فلا يعقلون: و هر كه را عمر دراز دهيم او را در خلقت نگون سار گردانيم. آيا خرد را به كار نمىبندند.» (يس، ٦٨) حسن: در بيت به معنى وصفى است: حسن. (آدم مظهر جمال حق بود و فرشته آن را