نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٣ - نقاط اختلاف قرآن و تورات درباره گوساله سامرى
لِمِيقاتِنا ...»[١] در همين سوره پس از ذكر قصه گوساله واقع شده است. اما ثبت و ضبط موجود در قرآن هرگز دليل تقدم و تأخّر وقايع ياد شده نيست، بلكه دليل بر ترتيب و تقدم و تأخر در نزول نيز نيست، چنان كه در جلد اول «التمهيد» اين نكته را يادآور شدهايم.
نمونه آن داستان ذبح گاو بنىاسرائيل است كه در قرآن، پيش از داستان انكار و كشف جنايت قتل در بنى اسرائيل ذكر شده، حال آن كه قطعاً پس از آن اتفاق افتاده است.[٢]
افزون بر اينكه در خود قرآن نشانههايى بر اينكه تراژدى گوساله پس از رفتن هفتاد نفر به ميقات بوده وجود دارد:
يك. رفتن هفتاد نفر براساس وعده ميقات بوده و آيات به صراحت مىگويد قصه گوساله پس از اين ميقات چهل روزه بوده. خداوند مىفرمايد: «وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي .... وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ»[٣].
و با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آن را با دَه شب ديگر تمام كرديم. تا آن كه وقت معيّن پروردگارش در چهل شب به سر آمده و موسى به برادرش هارون گفت:
در ميان قومم جانشين باش ... و قوم موسى پس از او از زيورهاى خود مجسّمه گوسالهاى براى خود ساختند كه صداى گاو داشت.
و درباره آن هفتاد مرد مىفرمايد: «وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا»[٤].
و موسى از ميان قوم خود هفتاد مرد براى ميعاد ما برگزيد.
كار نابخردان نيز كه موسى از آن عذر خواست، درخواست رؤيت خداوند بود:
[١] . اعراف/ ١٥٥. ترجمه آيه ياد شده چنين است: و موسى از ميان قوم خود هفتاد مرد براى ميعاد مابرگزيد، و چون زلزله آنان را فرو گرفت، گفت:« پرورگارا، اگر مىخواستى آنان را و مرا پيش از اين هلاك مىساختى. آيا ما را به سزاى آنچه كم خِردان ما كردهاند هلاك مىكنى ...؟
قصه گوساله نيز در آيات ١٤٨ تا ١٥٤ همين سوره آمده است.
[٢] . بقره/ ٦٧- ٧٣.
[٣] . اعراف/ ١٤٢- ١٤٨.
[٤] . اعراف/ ١٥٥.