نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠٠ - يأجوج و مأجوج چه كسانى هستند
به آن تصريح مىكند و تاريخ نيز گواه آن است.
منطقه درياى خزر و درياى سياه و كوههاى قفقاز از آغاز تاريخ، محل استقرار گروههايى از مغول و ترك بوده است و تاتارهاى شبه جزيره قرم در اطراف درياى سياه و تركها و مجارهاى فنلاندى، بازماندگان آنان در منطقه هستند. اين گروه به مواهب طبيعى سرزمينهاى اشغال شده خود اكتفا نمىكردند و تنگه داريال، گذرگاه آنان به سوى تمدنهاى گذشته در غرب آسيا بود و فرزندان آنان تاكنون در اين منطقه سكونت دارند؛ گرچه نامهاى جديدى براى خود انتخاب كردهاند. مثلًا «چركس» نام عامى است كه به اين اقوام گفته مىشود.
اين قبايل وحشى در زمان كورش در زمينهاى پست شمال و جنوب سلسله جبال قفقاز زندگى مىكردند. البته در دورترين نقطه غرب، يعنى سمت راست رود قوبان و آبشارهاى آن و ساحل درياى سياه تا رود شخه كه همواره بازماندگان آنان در قفقاز و اطراف آن حضور داشتهاند.
شيخ طنطاوى با يكى از عالمان يأجوج و مأجوج گفت و گويى داشته است كه مىگويد: نخستين نوشته من در كشور «روسيه» و در منطقه «قازان» منتشر و در آنجا به زبان قازانى ترجمه شد. در اواخر قرن نوزدهم مقاله «يأجوج و مأجوج» را در مجله «الهلال» به چاپ رساندم و در دهه نخست قرن بيستم دوباره آن را با تحقيقات بيشترى در روزنامه «المؤيّد» كه در آن روزگار در سراسر جهان اسلام منتشر مىشد، به چاپ رساندم.
زمانىكه من در مدرسه خديويّه زبانعربى آموزش مى دادم، يكى از شاگردانبه سراغمن آمد وگفت: من با استاد عبداللَّه بوبى در شهر «اوفا» در كشور روسيه ديدارى داشتمكه درآنجا ابراز علاقهكرد تا شما را براى انجام گفت و گويى در منزلتان ملاقات كند. شبى را براى ديدار با وى تعيين كردم و وقتى حاضر شد، با زبان عربى فصيح با من سخن مىگفت و در آغاز گفت: تو را از نوشتههايت مىشناسم و در «المؤيّد» خواندهامكه معتقدى ما از «يأجوج و مأجوج» هستيم. من اين مقالهرا بهزبان خودمان ترجمه كردهام، اما آن را به اطلاع مشايخ بزرگ نرساندهام؛ زيرا آنان مىپندارند اين مسئله كفر است و ريشه ما را فراموش كردهاند. ما همان مغول «يأجوج و مأجوج»