نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥٨ - سرگذشت عاد و ثمود و قوم هود
مىگويد كه در درازناى تاريخ گم شده و نشانههاى آن، كم و بيش محو شده است.
عادها نژادى از عرب بودند كه محل اقامتشان در سرزمين احقاف بود. اين منطقه از تلماسهها و تپههاى شنى به وجود آمده بود و در جنوب جزيرة العرب، ميان حضر موت و يمن قرار داشت. آنان چادرنشينانى بودند كه خيمههايشان را روى ستونها (عماد) برپا مىكردند و مردمانى نيرومند بودند كه قدرت كسى همپاى قدرت آنان نبود: «الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ»؛ يعنى در آن روزگار، بىمانند بودند.
ابوجعفر طبرى مىنويسد: نزديكترين قول كه ظاهر تنزيل نيز بر آن دلالت دارد، آناستكه آنان داراى چادرهاىستونى سيار بودند؛ چون در كلام عرب مفهوم شناخته شده از عمود و ستون، همان پايههاى چوبى است كه خيمهها بر روى آن برپا مىشود و خبر صحيحى وجود ندارد بر اينكه آنان بر روى ستون ساختمان بنا كرده باشند، بلكه اهل تأويل گفتهاند مقصود از «ذات العماد» بلند قامتى آنان است.
برخى نيز اين وجه را ذكر كردهاند كه مراد، عمود خيمههايشان است، اما هيچ يك از مفسران، پايههاى ساختمان را به عنوان يكى از وجوه نياورده است و تفسير قرآن تا حد ممكن بر معانى غالب و مشهور حمل مىشود، نه معانى ناشناخته و كمياب.[١]
امّا درباره «إرم» گفته شده است كه شاخهاى از قوم عاد بودهاند كه از آنان منشعب شده بودند؛ همچنان كه گفته مىشود: «تميم نهشل» يعنى قبيله تميم، شاخه يا تيره نهشل.
طبرى مىگويد: درستترين نظر در نزد من آن است كه ارم نام قبيلهاى از عاد است و به همين خاطر در قرائت مشهور، «عاد» به «ارم» اضافه شده است و نظر قتاده همين است.[٢]
متأخران معتقدند كه عاد از قبايل آرامى است، از اين رو آن را عاد ارم گفتهاند و عرب در كهن بودن چيزى به آن مثال مىزند[٣]، ولى لغتشناسان «ارم» را نشانههايى
[١] . جامع البيان فيتفسير القرآن، ٣٠/ ١١٢- ١١٣.
[٢] . همان.
[٣] . دائرة معارف القرن العشرين، ٦/ ٢٣٢- ٢٣٣.