نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٠٠ - تعقيب شياطين
خداوندى است كه از ملكوت اعلى افاضه مىشود. عنايتى كه انسانهاى خدا محور در اين دنيا از آن بهرهمندند: «إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ»[١]؛ در حقيقت، كسانى كه گفتند «پروردگار، خداست» سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مىآيند، بدين سان فرشتگان رحمت بر آنان نازل مىشوند؛ در حالى كه با استوارى و امنيّت به سوى قلههاى كمال در حركتند.
همچنين آيه ذيل بيانگر اين حقيقت است: «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ»[٢]؛ يعنى به سوى آسمان عزّت و شرف و سعادت. «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ».[٣] اين صعود و بالا بردن، چيزى جز ارتقا در مراحل كمال نيست و اين چنين در قالب كنايه، از بارش باران به باز شدن درهاى آسمان تعبير شده است: «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ».[٤]
تعابير فراوانى مانند اين آيه در قرآن هست[٥] كه همه آنها مجاز است؛ چه سخن از امور معنوى باشد و چه مادّى. اگر اين گونه تعابير درست نمىبود، عربها كه ساكنان اصلى جزيرة العرب بودند، پيش از عجمهايى كه از آن سوى درياها آمدهاند، بر اين تعابير خرده مىگرفتند، اما مراد از نجوم و ستارگانى كه شياطين (ابليسهاى جنّى و انسى) با آنها رانده مىشوند، عالمان ربّانىاند كه ستارگان درخشان آسمان هدايتند و در برابر كژ روان و باطلكيشان مىايستند و آنان را با براهين بُرّا و دلايل رسا مورد تاخت و تاز قرار مىدهند.
پس آسمان معرفت، آكنده از نگهبانان توانا و شهاب آساست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«در هر قرنى انسانهاى عادلى از دين اسلام حمايت مىكنند و تأويلِ باطلانديشان و
[١] . فصّلت/ ٣٠.
[٢] . ابراهيم/ ٢٤:« آيا نديدى خدا چگونه مثل زده؛ سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ريشهاشاستوار و شاخهاش در آسمان است»؟
[٣] . فاطر/ ١٠:« سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد».
[٤] . قمر/ ١١:« پس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم».
[٥] . مانند انعام/ ٤٤، اعراف/ ٩٦، حجر/ ١٤ و نبأ/ ١٩.