نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٤ - همسران پيامبر
است كه پيامبر در سالهاى زندگى عادى خود با يك همسر به سر برد و همين روش را تا زمانى كه با خديجه بود تبليغ كرد، و قرآن نيز چنين نازل شد: «فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً»[١] هرچه از زنان كه شما را پسند افتاد دو دو، سه سه، چهار چهار، به زنى گيريد. پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك زن بسنده كنيد.
«وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ»[٢] و شما هرگز نمىتوانيد ميان زنان عدالت كنيد هرچند بر عدالت حريص باشيد. اين آيات در اواخر سال هشتم هجرى فرود آمد كه پيامبر تا آن زمان همه همسران خود را گرفته بود، و با نزول اين آيات ازدواج محدود به چهار همسر شد، حال آن كه پيش از آن هيچ محدوديّتى نداشت، بدين ترتيب اين سخن كه پيامبر آنچه را بر ديگران حرام كرد براى خود روا شمرد، از اساس فرو مىريزد.
افزون بر اينكه حتّى در شرايط استثنايى جامعه نيز امكان داشتن چهار همسر مشروط به رعايت عدالت شد، تازه اين قانون نيز در موقعيّتى مانند روزهاى جنگ و شهادت اعلام شد. آيا به راستى مىتوان قاطعانه اظهار نظر كرد كه اكتفا به يك همسر در زمانى كه جنگها و تلفات دستجمعى و انقلابها و شورشها هزاران هزار مرد را درو مىكند باز هم بهتر از تجويز چند همسرى در چنين شرايط استثنايى است؟[٣]
امّا قصّه زينب بنت جحش- و پردههاى موهومى كه برخى داستاننويسان و مستشرقان و مبشّران بر آن افكندهاند و آن را به يك درام عاشقانه تبديل كردهاند- در قضاوت تاريخ، از افتخارات پيامبر اسلام و تصميمات قاطعانه او در برابر رسومات پوسيده جاهلى است. تاريخ گواه آن است كه پيامبر كه خود الگوى برتر ايمان بود در اين قضيه، اين گفته خويش را عينيّت بخشيد كه فرموده بود: ايمان هيچ كسى كامل نمىشود، مگر آن كه آنچه براى خويش مىخواهد براى برادر خود نيز بخواهد. او خود اولين الگوى مثال زدنى قوانينى گشت كه رسم و رسومات و عادات جاهلى را بر
[١] . نساء/ ٣.
[٢] . نساء/ ١٢٩.
[٣] . جنگ استعمارگرانه صدام عليه جمهورى اسلامى نيز بيش از دويست هزار شهيد از بهترين جوانان مسلمان برجاى نهاده است.