نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٨ - چند همسرى
هيچ انسان جدى كه براى خود و ديگران احترام قائل است چنين باور ندارد. بنابراين بايد قانونى داشته باشيم و ضمانت اجرايى نيز به دنبال آن.
اكنون در برابر خود يكى از سه گزينه را پيش رو داريم:
١. هر مردى كه در سن ازدواج است با يك زن ازدواج كند، و در برابر- برحسب اختلال در تعادل آمارى- يك يا چند زن تا پايان عمر بدون ازدواج به سر برند.
٢. هر مرد آماده ازدواج، با يك زن ازدواج مشروع و پاكيزه داشته باشد، و در كنار آن با يك يا چند زن كه شانس ازدواج نداشتهاند روابط دوستانه يا نامشروع داشته باشد و بدينسان همه زنان دست كم از داشتن دوست و آشنا هرچند از راه حرام و پنهانى برخوردار باشند.
٣. مردان شايسته- همه يا برخى- بيشتر از يك همسر داشته باشند كه هريك از زنان مردى را در روشناى روز به عنوان همسر خود ببيند، نه به عنوان دوست و رفيق در راه حرام و به صورت مخفيانه.
گزينه اول كه با فطرت و طبيعت زن و احساسات زنانه وى نمىسازد، زيرا اشتغال وكار، همه نيازهاى زندگى زن را برآورده نمىسازد، مسأله از آنچه اين گزافه گويان سطحى نگر مىگويند عميقتر است، چنان كه مرد نيز با درآمد و كار تأمين نمىشود و در پى تشكيل خانواده است زن نيز از سنخ وجودى اوست.
گزينه دوم نيز با رويكرد درست و با اصول و مبانى جامعه پاكيزه دامنِ مسلمان و نيز با كرامت انسانى زن ناسازگار است.
اما گزينه سوم همان است كه اسلام در شرايطى عادلانه و در چارچوبى محدود برگزيده و اين راه درمان سودمند مشكل ياد شده است؛ اگر صاحب دلى حق نيوش با چشم حقيقت بين بنگرد.
سيد قطب در اينجا بحثى دارد دراز دامن كه به همه جوانب مسأله پرداخته است، همچنين صاحب تفسير المنار و علامه طباطبايى در الميزان و ديگر بزرگان.[١]
از سوى ديگر اين قانون، قانونى بىقيد و شرط نيست، بلكه مشروط به رعايت
[١] . ر. ك: في ظلال القرآن؛ ٤/ ٢٤٠- ٢٤٥ از مجلد ٢؛ تفسير المنار، ٤/ ٣٥٧- ٣٦٢ و الميزان، ٤/ ١٩٥- ٢٠٧.