نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٤٦ - سد بزرگ مأرب
سكونت داشتند، مغلوب خود كرد.[١]
دكتر هبو نيز اين خبرها را درباره پادشاهان يمن، نادرست مىداند و مىگويد:
روزگار تبّعها در نزد عربها از باشكوهترين و افتخارآميزترين دوران است و درباره آن به خيالپردازى پرداختهاند؛ زيرا داستانهاى خيالى و افسانههايى را از قدرت و عظمت آنها حكايت مىكنند و فتح آفريقا، هند، چين و تسخير ايران، سرزمينهاى ماوراء النهر، مصر و مغرب را به آنان نسبت مىدهند. اين امور، ابن خلدون را وادار كرده است تا آنها را داستانهايى خيالى و آميخته با افسانه بخواند.[٢]
آنچه ياد شد، افسانههايى كهن يا به تعبيرى ديگر، داستانهايى رؤيايى و ساخته و پرداخته وهم و خيال است كه مردم كوچه و بازار به هم بافتهاند. سبأ در آغاز، اميرنشين يا شيخنشين كوچكى بود كه بر بخش كوچكى از يمن حكم مىراند. سپس گسترش يافت و همه يمن، حضرموت و تهامه را شامل شد، اما ديگر هيچگاه از يمن فراتر نرفت.
تا قرن سوم ميلادى، پايتخت سبأ شهر مأرب بود و از آن زمان به بعد به دليل برخى عوامل سياسى و اقتصادى كه مورّخان ذكر كردهاند، شهر ظفار جايگزين آن شد.
جرجى زيدان مىنويسد: خبرهايى كه درباره يمن وجود دارد، به گونهاى كه عرب نقل مىكند، بيشتر آنها مبالغهآميز است و برخى ديگر به خرافه نزديكتر است تا حقيقت؛ مثل آنكه شمريرعش به سمت مشرق لشكركشى كرد و خراسان را فتح كرد و شهر صغد را ويران و سمرقند را بناكرد ... اسعد ابوكرب با چين و تركستان جنگيد. اين امور و مانند آن علاوه بر آنكه با نصوص كلى تاريخ منافات دارد،
[١] . بنگريد به سه كتاب از اين نويسنده: تاريخ العرب في عصر الجاهلية، ص ١٤٠- ١٥٣؛ تاريخ العرب قبل الاسلام، ص ٥٥؛ دراسات في تاريخ العرب قبل الاسلام، ١/ ١١٤- ١٢٧. عين همين مباحث در هر سه كتاب تكرار شده است( ذوالقرنين، محمّد خير رمضان، ص ١٨١، حاشيه).
[٢] . تاريخ العرب قبل الاسلام، احمد ارحيّم هبو، ص ١٣٢- ١٣٣. بنگريد به ذوالقرنين، محمّد خير رمضان، ص ١٨٢.