نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠٤ - يأجوج و مأجوج در نگاه تاريخ
در كتاب حزقيان، از جوج، سرزمين مأجوج و فسادگرى آنان در زمين و خوارى قدرتمندان به دست آنان سخن به ميان آمده است.[١]
جيمزهاكس در قاموس كتاب مقدس مىنويسد:
«در قرون وسطى سوريان بلاد تاتار را مأجوج مىناميدند، اما اعراب، زمينى را كه در ميانه درياى قزوين (خزر) و درياى سياه واقع است، مأجوج مىناميدند.
بسيارى سكيتيان را كه در ايام حزقيال معروف بودند و در مغرب آسيا سكنا داشتند، مأجوج مىدانند. آنان در سال ٦٢٩ ق. م. از كوه قاف لشكر كشيده و «ساردس» پايتختليديا را گشودند ودر سال ٦٢٤ ق. م بر سياكرس پادشاه ماد چيرهشدند. ازآن پس راه مصر را در پيش گرفتند، اما «پساميتخس» هداياى گرانى به آنان داد وايشان را بازگردانيد. حزقيال آنان را به نهايت مهارت در سوارى و استعمال نيزه توصيف مىكند و آنچه از تواريخ يونانيان معلوم مىشود نيز با اين مطلب مطابق است.[٢]
هرودوت در اين باره گفتارى دارد كه با سخن حزقيال موافقت دارد.[٣] او همين طور درباره اقوامى وحشى كه محل سكونتشان پشت كوههاى قفقاز است، سخن مىگويد و آنان را «ماساگت» يا «ماساژت» (Massagetes) يعنى مأجوج ناميده است و درباره آنان مىگويد: سواركارانى بسيار ماهر و شجاع هستند و برخى آنان را طايفهاى از اقوام سكائى (سكيتى) به شمار آوردهاند[٤]؛ همان گونه كه در كلام حزقيال آمده بود. از اين رو در سخن مورّخان آمده است كه اين قبايلى كه در نزد يونيان «ميكاك» و در چينيان «منكوك» ناميده شدهاند، همان يأجوج و مأجوجى هستند كه قرآن ياد كرده است.[٥]
استاد ابوالكلام آزاد مىنويسد:
«دو كلمه يأجوج و مأجوج ظاهراً عبرى به نظر مىرسد، ولى در اصل، عبرى نيست و دو كلمه بيگانه است كه صورت عبرى به خود گرفته. يونانيان آن دو كلمه را
[١] . كتاب حزقيال، باب ٣٨.
[٢] . قاموس كتاب مقدّس، ترجمه و تأليف مسترهاكس، انتشارات اساطير، چاپ اول، ١٣٧٧ ش، حرف م، ص ٧٧٥( با اندكى تصرّف).
[٣] . تاريخ هرودوت، ص ٦٢.
[٤] . همان، ص ٩٨.
[٥] . مفاهيم جغرافيّه، ص ٣١٣.