نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٧٩ - ذوالقرنين
خرابى معبد مقدس، از اورشليم به غارت رفته بود، به يهود بازگرداند.[١]
تعبير ذكر شده در اين بيان كه «خداوند روح كورش را آگاه ساخت»، همان وحى به معناى الهام است و اين سخن با گفته او كه «پروردگار مرا سفارش كرد برايش خانهاى برپا سازم» همسان است؛ يعنى انجام اين كار نيك بر خاطرم گذشت. هر انديشه نيكى از جانب خداست، همانگونه كه انديشه پليد از جانب شيطان است:
«وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ»[٢]. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً».[٣]
اين همان الهام پليد شيطانى است، اما نمونه الهام نيك رحمانى، جريان وحى به مادر موسى است: «وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ ...»[٤]؛ يعنى به او الهام كرديم كه كودك خود را شير ده. وحى به معناى الهام در قرآن فراوان است.
تعبير «قلنا» در قرآن كريم كه در مقام گفت و گو با انسانها و گاه درباره حيوانات و جمادات به كار رفته است نيز به معناى الهام است، نه رو در رو سخن گفتن. در داستان گاو بنى اسرائيل آمده است: «فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»[٥]. در اينجا اين گفتن، خطاب شفاهى نبوده و دليلى نيز وجود ندارد كه با واسطه پيامبر بوده باشد و به احتمال قوى همانند وحيى است كه به مادر موسى شده است.
درباره بنى اسرائيل، پس از نابودى فرعون نيز آمده است: «وَ قُلْنا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ ...»[٦]؛ يعنى اين مسئله به طور طبيعى باتوجه به موقعيت در
[١] . كتاب عذرا، باب اول/ ١- ١١.
[٢] . انعام/ ١٢١:« و در حقيقت، شيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند تا با شما ستيزه كنند».
[٣] . همان/ ١١٢:« و بدين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم. بعضى از آنها به بعضى، براى فريب، سخنان آراسته القا مىكنند».
[٤] . قصص/ ٧.
[٥] . بقره/ ٧٣:« پس فرموديم پارهاى از آن( گاو سربريده را) به آن( مقتول) بزنيد( تا زنده شود). اين گونهخدا مردگان را زنده مىكند و آيات خود را به شما مىنماياند، باشد كه بينديشيد».
[٦] . اسراء/ ١٠٤:« و پس از او به فرزندان اسرائيل گفتيم در اين سرزمين ساكن شويد».