نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٧٥ - ذوالقرنين
داشت وشاخهايش بلند بود ويكىاز ديگرى بلندتر وبلندترين آنها آخر برآمد وقوچ را ديدمكه بهسمت مغرب و شمال و جنوب شاخ مىزد و هيچ وحشى با او مقاومت نتوانست كرد و كسى نبود كه از دستش رهايى دهد و بر حسب خواست خود عمل نموده، بزرگ مىشد ... و چون من دانيال رؤيا را ديدم و معناى آن را طلبيدم، ناگاه شبيهمردى نزد من بايستاد وآوازى را از ميان نهر اولاى شنيدم كه ندا كرده، مىگفت:
اى جبرائيل اين مرد را از معناى اين رؤيا مطّلع ساز. (سپس جبرائيل خواب را به تفصيل براى او تفسير مىكند تا به قوچ و آن دو شاخ مىرسد و مىگويد:) امّا آن قوچ صاحب دو شاخ كه آن را ديدى، پادشاه ماديان و فارسيان مىباشد ...».[١]
اين نكته روشن است كه كورش از جانب غرب و شمال، دو كشور ماد و پارس را يكپارچه ساخت و بابل را در جنوب تسخير كرد و فرمانروايىاش را بر اقصا نقاط گيتى گسترد.
در كتاب اشعياى نبى، باب ٤٤ آمده است: «و درباره كورش مىگويد كه او نشان من است و تمامى مسرّت مرا به اتمام خواهد رسانيد و درباره اورشليم مىگويد كه بنا خواهد شد و درباره هيكل كه بنياد نو نهاده خواهد گشت».[٢]
در باب ٤٥ از اين كتاب اين گونه بيان شده است: «خداوند به مسيح خويش[٣] يعنى كورش چنين مىگويد كه من دست تو را گرفتم تا ملتها را در حيطه اقتدار تو در آورم و پادشاهان به زودى در برابر تو سر فرود خواهند آورد و دروازهها پشت سرهم بر روى تو باز خواهد شد و مس و آهن براى تو ذوب خواهد شد و گنجها و خزائن مخفى زمين در اختيار تو قرار خواهد گرفت (تا به آنجا كه مىفرمايد:) من او را به عدالت برانگيختم و تمامى راهها را براى او هموار كردم. او شهر مرا بنا كرده،
[١] . كتاب مقدّس، عهدعتيق وعهدجديد، ترجمه از زبانهاى اصلى عبرانى و كلدانى و يونانى، لندن، ١٩٢٥ م، كتاب دانيال، باب هشتم/ ١- ٤ و ١٥- ٢١.
[٢] . كتاب اشعياء، باب ٤٤/ ٢٨.
[٣] . يعنى بندهاى كه خداوند او را برگزيده است. به عيسى بن مريم نيز مسيح گفته مىشود؛ زيرا پيامبرىاست كه خداوند او را براى سعادتمند كردن امتش برگزيده است. مسيح يعنى بركت داده شده و مبارك؛ زيرا خداوند او را مبارك گردانده و در وجود او براى بندگان مؤمنش لطف و بركت نهاده است و به همين معنى بر كورش مسيح اطلاق شده است.