نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٦ - طوفان پديدهاى طبيعى به خواست خدا
بيشتر شد كه آن ماهى با او سخن گفت و از او براى نجات خود يارى خواست؛ با وعده اينكه در آينده او را از خطر بزرگى نجات خواهد داد. آن خطر بزرگى كه ماهى پيشگويى كرده بود طوفانى بود كه بايد همه خلايق را هلاك مىكرد. بدين ترتيب «مانو» آن ماهى را نگهدارى كرد و چون بزرگ شد او را از سالى كه طوفان در آن اتفاق افتاد باخبر كرد. سپس به او اشاره كرد كه كشتى بزرگى بسازد و هنگام بالا آمدن آب بر آن سوار شود، و گفت من تو را از طوفان نجات خواهم داد. مانو كشتى را ساخت و ماهى را كه ديگر در آن ظرف نمىگنجيد به دريا افكند. پس از آن چنان كه ماهى خبر داده بود طوفان رخ داد و چون مانو داخل كشتى شد ماهى به سوى او آمد، پس كشتى را به شاخى كه در سر ماهى بود بست و ماهى كشتى را با خود به كوههاى شمالى كشيد.
در آنجا مانو كشتى را به درختى بست و چون آب برگشت و سبك شد مانو تنها ماند.[١]
كوتاه سخن آن كه در آنچه اقوام و ملل پيشين روايت و گزارش كردهاند حوادث طبيعى سهمناكى ديده مىشود كه زيست بشر دوران نخستين را تهديد كرده و با نابودى و انقراض همراه بوده است؛ از جمله حادثه طوفان كه بارها و بارها اتفاق افتاده و اين به ما اطمينان مىدهد كه اجمالًا چنين رويدادى اتفاق افتاده، هرچند به گونه روايت اساطيرى آن نبوده باشد؛ مانند ديگر داستانهاى كهن كه گرداگرد آن خرافاتى نيز ساخته و بافته شده اما يكسره جاى انكار نداشته و ندارد. بويژه حوادثى مانند طوفان كه به طور طبيعى زندگى انسانها را تهديد كرده و همچنان پهنه گيتى را گاه و بيگاه در كام خود فرو مىكشد.
چه بسا يكى از بزرگترين و فراگيرترين اين حوادث، طوفان نوح بوده كه تمامى منطقه مربوطه را درنورديده و به ويرانى كشيده است. اين چيزى است كه كاملًا طبيعى بوده و با توجه به گزارش منبعى درست و امين (مانند قرآن) جاى انكار ندارد.
اما افزونىهايى كه در متون اساطيرى كهن آمده و تورات آنها را نقل مىكند با اشكالاتى كه دارد، چيزى است كه ما نمىتوانيم زير بار آن برويم، چنان كه قرآن نيز اين حوادث پيرامونى را به يك سو افكنده متن واقعه را به گونه ناب و روشن از دل داستان بيرون كشيده است. اين ويژه قرآن بوده و اخبار از غيب است كه هيچ كسى در
[١] . قصص الانبياء، عبدالوهاب النّجار، ص ٤٦- ٤٧.