نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٣ - كاربرد«ما» ى موصول براى عاقلان
همو در تفسير سوره «كافرون» مىگويد: اگر كسى اشكال كند كه چرا در اين سوره به جاى «مَنْ»، «ما» آمده است، پاسخ مىگويم كه خداى سبحان در اينجا خواسته است از معبود كافران و پيامبرش، هر دو به وصف ياد كند و گويا فرموده است: «لا أعبد الباطل، ولا تعبدون الحقّ»[١]؛ يعنى من معبود دروغين و باطل شما را نمىپرستم و شما هم خداوند بر حقّ مرا پرستش نمىكنيد.
طبرسى «ما» ى موصول را در آيه «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ»[٢] جارى مجراى اسم جنس مىداند كه در ادامه با حرف «مِنْ» تفسير شده است؛ مانند جايى كه كسى به ديگرى بگويد: «لا تأخذ ما أخذ أبوك مِنَ الإماء».[٣]
در توضيح سخن طبرسى مىافزاييم كه گاهى از «ما» اسم ذات اراده مىشود كه در اين صورت، غالباً بر غير عاقل اطلاق مىشود، امّا گاهى هم بر عاقل اطلاق مىشود و اين در صورتى است كه از آن، صفتِ عاقل اراده شود نه ذات او و بايد دانست كه فقط شيوه دوم رايج است كه قرآن كريم آن را به كار برده است.
يكى از مصاديق كاربرد دومِ «ما» جايى است كه از شغل و صفات ويژه افراد سؤال شود؛ مانند: «زيدٌ ماهو؟»؛ زيد داراى چه ويژگيهاى اخلاقى است؟ و «ماهذا الرّجل؟»؛ اين مرد چگونه انسانى است؟ در اين گونه موارد، از ويژگيهاى شخصيّتى انسانها سؤال مىشود نه شخص آنان؛ از اين رو صحيح نيست در پاسخ دو پرسش پيشين گفته شود: «او فرزند فلانى» يا «از فلان خاندان» است، بلكه سزامند آن است كه ويژگيهاى شخصيّتى وى در پاسخ آورده شود.
آرى، اگر درباره شخص وى سؤال شود، بايد پرسش را چنين مطرح كرد: «من هو؟»؛ او كيست؟ كه پاسخش، «ابن فلان» يا «مِن آل فلانٍ»؛ فرزند فلانى است يا از فلان خاندان است، خواهد بود.
در حديثى از امام موسى كاظم عليه السلام آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله وارد مسجد شد، گروهى را مشاهده كرد كه پيرامون مردى حلقه زدهاند. پرسيد: «ما هذا؟»؛ اين مرد چه كاره است؟ گفته شد: علّامه است. پرسيد: علامه يعنى چه؟ گفتند: علامه كسى
[١] . همان، ص ٨٠٩.
[٢] . نساء/ ٢٢.
[٣] . مجمع البيان، ٣/ ٢٧.