نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦١ - بيگارى و بيدارى
اين سخنى است كه در مقام استدلال تمثيلى به كار مىآيد كه حجت نيست و در مقام احتجاج نيز ثمربخش نيست؛ مگر آنكه ملازمه مذكور اثبات شود، برخلاف جايى كه گفته شود: «كُنْ فكان»؛ زيرا اين شيوه (دوم) چيزى را اثبات نمىكند جز اينكه آدم عليه السلام پيش از عيسى عليه السلام خلق شده است؛ چه اتّفاقى و چه با ملازمهاى ويژه مانند ملازمه «كن فيكون» و يا ملازمهاى عمومى؛ چرا كه در اين صورت آدم عليه السلام معلوم الوجود و سخن گفتن درباره آن بىفايده است و براى خلقت عيسى عليه السلام هم، از راه غيرطبيعى، دليل نخواهد بود. از اين رو اگر به جاى «كن فيكون»، «كن فكان» مىگفت، تفريع و نتيجهگيرىاش بيهوده و متناقض بود.[١]
بارى، فعل مضارع در اين آيه دالّ بر ملازمه دائم ميان «كُنْ» و آفرينش بىدرنگ است، بنابراين مفهوم آن درباره آدم و عيسى عليهم السلام به يك اندازه جريان دارد؛ برخلاف «فكان»؛ زيرا مفهوم آن صرفاً «اتّفاق» است نه ملازمه دائم ... و اين نكته لطيفى است كه از ذهن روشن مرحوم بلاغى تراوش كرده است؛ همو كه با علم و عمل در راه خدا جهاد مىكرد.
بيگارى و بيدارى
«وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً»[٢]؛ پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [درستى] را به زور مىگرفت. هاشم عربى اشكال مىكند كه بهتر بود به جاى «ورائهم»، «قُدّامَهم» مىآورد.[٣]
پاسخ اين كه اوّلًا چه ناپسند است براى كسى كه از زبان عربى آگاهى ندارد، بر كهنترين و محكمترين سند موجود اين زبانِ استوار اشكال كند! قرآن صحيحترين اسناد در دسترس ادب عربى است كه اصالت و ماندگارى اين زبان، وامدار آن مىباشد. كتابى كه معيار سبك بيانى عرب در همه عصرها و نسلها بوده و هست و اين حقيقتى است كه سرسپردگى آنان به اين كتاب آسمانى، چه مسلمانان كه
[١] . الهدى إلى دين المصطفى، ١/ ٣٨٠.
[٢] . كهف/ ٧٩.
[٣] . ملحق ترجمة كتاب الإسلام، ص ٤٢٦.