نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦٢ - بيگارى و بيدارى
اكثريت قاطعند و چه غير مسلمانان كه اندكى بيش نيستند، نشانگر آن است.
شگفتا! كسانى كه فاقد صلاحيت لازم براى اظهارنظر درباره مطلبى هستند، در مورد آن داورى مىكنند! واژه «وراء» در اين گونه موارد داراى معنايى كنايى است و در آيه مورد نظر، كنايه از فاجعه وحشتناكى است كه در مسير زندگى در پى آنان است؛ در حالى كه آنان از آن غافلند و اين از لطيفترين كنايات است؛ [زيرا بيگارى كشيدن پادشاه وقت، كنايه از فاجعه وحشتناك است].
همان گونه كه واژه «وراء» در آيات ذيل داراى معناى كنايى است: «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»[١]، «مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً»[٢]، «مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ»[٣] و «وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ»[٤].
در شعر جاهلى نيز وضع به همين منوال است. لبيد مىگويد:
|
أليس ورائي إن تراختْ منيّتي |
لزومُ العصا تحنى عليها الأصابعُ |
|
يعنى آيا چنين نيست كه اگر مرگم به تأخير بيفتد، بايد عصاى پيرى به دست گيرم؟
عبيد مىگويد:
|
أليس ورائي إن تراختْ منيّتي |
أدبُّ مع الولدان أزحف كالنّسر |
|
يعنى آيا مگر نه اين است كه اگر مرگم تا زمان پيرى به تأخير افتد، بايد (بر اثر زمينگير شدن) با كودكان بر روى چهار دست و پا راه بروم و يامانند كركس بخزم؟
مرقش مىگويد:
|
ليس على طول الحياة ندمٌ |
ومن وراء المرء ما لا يعلم[٥] |
|
يعنى مسير دور و دراز زندگى را بازگشتى نيست و پيرى و فرتوتى در پى انسان است.
[١] . مؤمنون/ ١٠٠.
[٢] . جاثيه/ ١٠.
[٣] . ابراهيم/ ١٦.
[٤] . ابراهيم/ ١٧.
[٥] . ر. ك: الهدى إلى دين المصطفى، ١/ ٣٥٢.