نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٣٨ - خداى دست بسته
قَدِيرٌ. أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ»[١] نيز در اين باره نازل شد.
علامه طباطبايى بر آن است كه نسخ در اين آيه شامل نسخ در تشريع و تكوين (هر دو) مىشود؛ زيرا علّتى كه در ذيل آيه آمد، عامّ و فراگير است؛ چرا كه خداوند براى امكان نسخ[٢] به عموم قدرت استدلال كرده و در صدر آيه بعد قلمرو پادشاهى خود را آسمانها و زمين (هستى) دانسته است.
علامه، انكار نسخ را كه از آهنگ آيه توهّم مىشود و انكار آن توسط يهود را كه شأن نزول آيه گواه آن است، از دو جهت دچار اشكال مىداند:
١. هرگاه موجودى مصلحتدار- چه در عالم تشريع و چه تكوين- از ميان برود، مصلحتش نيز از ميان خواهد رفت.
٢. هرگاه چيزى ايجاد شد، غير قابل تغيير است؛ زيرا تا پيش از ايجاد در اختيار خالق بود، ولى پس از آن از حوزه اختيار وى خارج مىشود و به موجودى ضرورى الوجود و غير اختيارى تبديل مىگردد.
آن گاه مىافزايد: بازگشت اين برداشت به اين معناست كه قدرت خداوند، مطلق و جهان شمول نيست؛ از اين رو شامل زمانِ پس از حدوث نمىگردد، بلكه قدرت وى صرفاً ويژه حال حدوث است نه مرحله بقاء. و اين همان سخن يهوديان است كه مىگفتند «دست خدا بسته است».
همو در پايان مىنويسد: خداوند متعال با گزاره «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»، جهت اوّل را ردّ كرد و از اين رو توهّم فوت مصلحتِ قبل از نسخ، با امكان جبران آن توسط مصلحتى همانند يا بهتر، از ميان مىرود و با گزاره «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» نيز جهت دوم را ردّ كرد؛ زيرا اين آيه بدين معناست كه خداوند هر زمان كه بخواهد، مىتواند در مخلوقاتش تصرّف كند كه دليل
[١] . بقره/ ١٠٦ و ١٠٧:« هر حكمى را كه نسخ كنيم يا آن را به[ دست] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن يامانندش را مىآوريم؛ مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست؟ مگر ندانستى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آنِ خداست؛ و شما جز خدا سرور و ياورى نداريد؟»
[٢] . نسخ به معناى مطلق از ميان برداشتن چيزى و تبديل آن به چيزى ديگر است.