نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٦ - «عبس و تولى»
بر اين اساس، نمىتوان چنين رفتار ناپسندى را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت داد؛ حال آنكه خداوند تعالى به وى دستور داده كه با مؤمنان نرمخو و خوشرفتار باشد:
«وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ»[١]، «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»[٢]. اين دو آيه در مكّه نازل شده و از آغاز بعثت، پيامبر صلى الله عليه و آله را به مهربانى و خوشرويى امر كرده است، پس چگونه مىتوان گفت رسول خدا صلى الله عليه و آله اين آيات را ناديده گرفته و با اهل ايمان، به ويژه مؤمنان پيشگام و محترمى مانند «ابن ام مكتوم» كه پسر خاله همسر وفادارش، خديجه نيز بوده است، چنين رفتار ناپسندى داشته است؟!
مرحوم شيخ طوسى مىگويد: آنچه به عنوان سبب نزول آيه گفته شد، سخن شمار اندكى از مفسّران و شمارى از ظاهرگرايان متون حديثى است كه به «حشويّه» شهرت دارند و اين سخن از نظر ما نادرست است؛ زيرا خداوند متعال پيامبرش را از چنين خطاها و زشتيهايى پيراسته است. چگونه ممكن است پيامبرش را عبوس و بدخلق خطاب كند، در حالىكه قبلًا او انسانى شايسته و داراى اخلاقى بسيار نيكو و دلى مهربان دانسته است؟! و چگونه ممكن است پيامبر صلى الله عليه و آله چهره خويش را درهم كشد و از مؤمنى كه براى يادگيرى دين آمده، برگرداند و حال آنكه پروردگار متعال به او دستور داده است كه خداجويان را مَراند: «وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ»[٣].
آرى، كسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله، خوشرويى، خوش رفتارى و اخلاق نيكوى او را مىشناسد و معتقد است وى آنقدر مهربان بوده و به ديگران احترام مىگذاشته كه وقتى با كسى مصافحه مىكرده، تا زمانى كه طرف مقابل دستش را از دست پيامبر صلى الله عليه و آله نمىكشيد، پيامبر صلى الله عليه و آله دست خويش را نمىكشيده است، چگونه مىتواند اين سخن بىاساس را بپذيرد؟!
بايد گفت كه چنين رفتار ناپسندى، حتّى ازساير انبيا سر نمىزند؛ چه رسد به انسان بزرگوارى كه سرآمد همه پيامبران است. بنابراين كسى كه وى را مىشناسد و از
[١] . حجر/ ٨٨.
[٢] . شعراء/ ٢١٥.
[٣] . انعام/ ٥٢« كسانى را كه پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مىخوانند و خشنودى او را مىطلبند، مران».