نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣٩ - «إن منكم إلا واردها كان على ربك حتما مقضيا»
ابد واقع مىشود، آگاه است و مجارى طبيعى آن را به گونهاى هماهنگ با نظام هستى فراهم مىسازد، ولى اين امر هرگز به معناى اجبار و سلب اختيار از فاعل مباشر نيست؛ بهويژه درباره اعمالى كه انسان با اراده و اختيار خود انجام مىدهد، سخن از وجود جبر، بىمعنى است و اين پندار كه علم به چيزى، علّت وجود آن است، پندارى منطقى نيست و نقش تقدير ازلى نيز در حدّ علم به واقعيّت اسباب و مسبّبات است و بر پايه آن مجارى طبيعى امور هماهنگ با نظام هستى تدبير مىشود. از اين رو در افعال اختيارى انسان، نه جبرى وجود دارد و نه مسئوليّت انسان در پاسخگويى به اعمالش سلب مىشود.
«إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا»[١]
پرسش: آيه شريفه خطابى است عام و فراگير و از ورود همگان (مؤمن و كافر) به جهنّم خبر مىدهد؛ شاهد درستى اين معنى، آيه پس از آن است كه مىفرمايد: «ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا»[٢]. جمله «نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها» بر اين معنى دلالت دارد كه همگان وارد جهنّم مىشوند و سپس مؤمنان از آن بيرون آمده و ستمگران در آن باقى مىمانند.
اين در حالى است كه آيه شريفه «إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ. لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها»[٣] دلالت بر عدم تماس نيكوكاران با آتش جهنّم دارد و بهويژه جمله «لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها» بر اين نكته دلالت دارد كه آنان حتّى طنين شعلهها و زبانههاى آتش را نمىشنوند؛ چه رسد به اينكه در آتش جهنم قرار گيرند.
پاسخ: در پاسخ به پرسش ياد شده، مفسّران وجوهى را يادآور شدهاند: ابن مسعود، حسن بصرى، قتاده و ابومسلم گفتهاند كه معناى آيه نخست چنين است: اهل ايمان، در حالىكه مشرف بر جهنّم هستند، براى مشاهده وضعيّت دردناك ستمگران و
[١] . مريم/ ٧١« و هيچ كس از شما نيست مگر اينكه وارد جهنّم مىگردد و اين امر همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است».
[٢] . مريم/ ٧٢« آنگاه كسانى را كه پرهيزگار بودهاند، مىرهانيم و ستمگران را به زانو در افتاده در دوزخ رهامىكنيم».
[٣] . انبياء/ ١٠١ و ١٠٢.