نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣٨ - زمان تقدير امور و سازگارى يا ناسازگارى آن با اختيار
شرايطى مىشود كه در صورت وجود آنها آن امور محقّق مىشود و در صورت عدم تحقق آن شرايط، محقّق نمىشود»[١]؛ يعنى تحقق يا عدم تحقق آن شرايط را فقط خداوند مىداند. بنابراين، علم و آگاهى به مقدّرات حتمى و ازلى، مختص خداوند است و جز او (فرشتگان مقرّب و تدبير كننده امور و بندگان برگزيده الهى) فقط سنّتهاى طبيعى و امورى را كه در معرض بداء و تغيير است، مىدانند و از امور حتمى نيز فقط به مقدارى كه در شب قدر هر سال تعيين مىگردد، آگاه مىگردند.
امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد: «علم خداوند دو گونه است: يكى علم مكنون و مخزون كه اختصاص به ذات اقدس متعال دارد و ديگران از آن بىبهرهاند و بداء نيز از همين مقوله است؛ ديگرى علمى است كه خداوند متعال، فرشتگان، پيامبران و انبيا را از آن آگاه ساخته است و ما (اهل بيت) نيز از آن آگاه هستيم».[٢]
روشن است كه مراد از علمى كه به فرشتگان، انبيا و امامان آموخته است، همان علم مربوط به مجارى طبيعى امور است كه تخلّفپذير مىباشد؛ لذا امير مؤمنان عليه السلام فرموده است: «سوگند به پروردگار كه اگر نبود يكى از آيات قرآن، هر آينه از آنچه تا قيامت رخ مىداد، به شما خبر مىدادم». مراد حضرت از آيهاى كه بدان اشاره فرموده، آيه شريفه «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ» است.[٣]
پرسش مربوط به «وجود يا عدم وجود تنافى ميان تقدير و اختيار» را در بحث «استطاعت و اختيار» توضيح دادهايم و حاصل آن اين است كه تقدير سابق، از حدّ علم به آنچه رخ مىدهد، فراتر نيست و ميان آنچه اتفاق مىافتد با آنچه مقدّر شده، هماهنگى كامل وجود دارد. اين علم نخست هيچ تأثيرى در تحققّ معلوم ندارد؛ زيرا پديدههاى هستى، اسباب و علل تكوينى دارد و اين علل در پيدايش فعل و انفعالهاى تكوينى مؤثّر است؛ همچنان كه افعال اختيارى كه از فاعل مختار (انسان و حيوان) سرمىزند، داراى اسباب و علل مستقيم و بىواسطه (همان اراده و خواست خود فاعل) است و هيچ جبرى در ميان نيست.
بنابراين، گرچه خداوند به مقتضاى علم ازلى خويش از همه رويدادهايى كه تا
[١] . بحارالأنوار، ٤/ ١١٦ و ١١٧، شماره ٤٤.
[٢] . الكافى، ١/ ١٤٧/ ٨.
[٣] . بحارالأنوار، ٤/ ٩٧، شماره ٤ و ٥ و آيه ٣٨ سوره رعد.