نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٤ - جن در تعبيرات قرآن
عدليه (معتقدان به عدل الهى)[١] برآنند كه حكمت الهى ايجاب نمىكند كه موجودات نامرئى بر موجودات عينى و مرئى چيره گردند و با مقدرات آنها چنان بازى كنند، كه نتوانند در برابر موجود نامرئى از خويشتن دفاع كنند، و هر آنچه درباره جنّزدگى و امثال آن گفته شده خرافهها و پنداشتههاى ابطال شده از سوى انديشههاى برتر است. آرى جز برخى وسوسهها و تلقينات اغواگرانه كه شياطين جنّى بر همتايان انسى خود القا مىكنند «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»[٢] برخى از آنان بر برخى فريبكارانه سخنان آراسته القا مىكنند، «وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ»[٣] و در حقيقت شيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند.
شيطان نيز آن گاه كه كار از كار بگذرد مىگويد: «وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ»[٤]. مرا بر شما هيچ تسلطى نبود، جز اينكه شما را خواندم و اجابتم نموديد. پس مرا ملامت نكنيد و خود را ملامت كنيد.
امام فخررازى گمان برده كه از عبارات بيشتر فلاسفه انكار جنّ بر مىآيد، مستند او نيز اين سخن شيخ الرئيس ابوعلى سينا در رساله حدود الاشياء است كه مىگويد:
«جنّ، جاندارى از جنس هواست كه به شكلهاى گوناگون درآيد» و سپس مىافزايد:
اين از قبيل تعريف شرح الإسمى واژه جنّ است. فخر رازى مىگويد: اين سخن اخير او دليل آن است كه تعريف ياد شده توضيح مفهوم اين واژه است و گرنه جنّ وجود خارجى ندارد.[٥]
ترجمه عربى دائرة المعارف الاسلامية نيز به استناد اين برداشت فخر رازى، انكار قاطعانه جنّ را به شيخ الرئيس نسبت داده چنين مىگويد: اما ابن سينا در تعريف كلمه جنّ بىهيچ پردهپوشى بر اين تأكيد دارد كه حقيقت و واقعيّتى در پس اين واژه نيست.[٦]
بايد گفت: برداشت فخر رازى اشتباه است و منظور بو على نيز اين است كه اين تعريف جنّ تعريف كامل و جامع منطقى نيست، بلكه رسم ناقص است كه از شرح
[١] . ر. ك: تفسير كبير، ٧/ ٨٨.
[٢] . انعام/ ١١٢.
[٣] . انعام/ ١٢١.
[٤] . ابراهيم/ ٢٢.
[٥] . تفسير كبير، ٣٠/ ١٤٨.
[٦] . دائرة المعارف الاسلامية، ٧/ ١١٣.