نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٣ - الغاى تدريجى بردهدارى
به جاى آور».[١]
فرزندان پاك او نيز اين گونه بودند؛ امام رضا عليه السلام هرگاه فراغتى مىيافت، كاركنان خود را از كوچك و بزرگ جمع مىكرد و با ايشان سخن مىگفت و مأنوس مىشد، و هرگاه بر سر سفره مىنشست همهشان را بر سفره مىنشاند حتّى مهتر و حجامتگر را.[٢]
در حديث ديگرى آمده كه غلامان و كاركنان را بر سفره مىنشاند؛ حتّى دربان و مهتر را.[٣]
اينجاست كه برده ديگر يك شيء نيست، آن گونه كه روميان مىپنداشتند، او ديگر انسانى است با شخصيتى آزاد، اسلام او را تا مرحله برادرى و بزرگوارى بالا برده، آن هم نه در عالم خيال و خواب، بلكه در واقعيّت بيرونى و عينى.
پيامبر صلى الله عليه و آله به كسانى كه با بنده خود بدرفتارى مىكردند سخت اعتراض مىكرد و تأكيد مىكرد كه بايد با ايشان خوشرفتارى شود. در روايتى فرمود: به شما خبر دهم بدترين مردم كيست؟ آن كه تنها سفر رود، و مال خود را از ديگران دريغ كند و بنده خود را بزند.[٤]
ابو مسعود انصارى گويد: يكى از غلامان را مىزدم كه صدايى از پشت سر شنيدم كه مىگفت: بدان اى ابا مسعود، بدان اى ابا مسعود، قدرت خداوند بر تو از قدرت تو بر او بيشتر است. نگاه كردم ديدم پيامبر است. گفتم: اى پيامبر خدا او در راه خدا آزاد است. فرمود: اگر جز اين مىكردى آتش تو را به كام خود مىكشيد.[٥]
امام صادق عليه السلام نيز فرمود: هركه بر بندهاى دروغ ببندد تعزير مىشود و اين به دليل حرمت مسلمانى اوست.[٦]
قتاده از حسن از سمرة بن جندب نقل مىكند كه پيامبر فرمود: هركه بندهاش را بكشد او را به قصاص وى مىكشيم و هركه گوش او را پاره كند گوشش را مىشكافيم،
[١] . همان، ٧٤/ ٢١٦ و ٢٣٣.
[٢] . عيون اخبار الرضا، ٢/ ١٥٧، باب ٤٠ شماره ٢٤.
[٣] . همان، ٢/ ١٨٣، باب ٤٤، شماره ٧.
[٤] . بحارالانوار، ٧١/ ١٤١.
[٥] . همان، ص ١٤٢.
[٦] . همان، ٧٦/ ١١٩، شماره ١٥.