نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٧ - مردان يك درجه برتر از زنان
اصل خانواده در ساختار بشرى هستند، هرچند بشر خود آن را نپذيرفته، به انكار و ردّ آن بپردازد.»[١]
در نتيجه آنچه گذشت در مىيابيم كه يك پله برترى مرد بر زن، نظر به سرپرستى مرد بر خانواده دارد و اين سرپرستى به ويژگيهاى وجودى مرد و وظايفى كه عرف زندگى زناشويى بر عهده او مىگذارد باز مىگردد. اكنون دوباره آيه را مرور مىكنيم:
«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ»[٢].
مردان بر زنان قوام هستند به دليل آنچه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده است- به گونه تكوينى- و به دليل آنچه از اموال خود انفاق مىكند- براساس وظايف خانوادگى-.
شيخ محمّد عبده مىنويسد:
«اما اين آيه «وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ» يك چيز را بر مرد و چند چيز را بر زن واجب مىسازد؛ زيرا درجه در اين آيه همان درجه رياست و حفاظت بر مصالح خانواده است كه با آيه «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» تفسير و تبيين شده است، پس زندگى زناشويى نوعى زندگى اجتماعى است و مصالح آن جز با وجود يك رئيس مطاع تأمين نمىشود. و در اين ميان مرد به اين رياست سزاوارتر است، زيرا او آگاهتر نسبت به مصالح است و بر اجراى آن با نيرو و امكان مالى توانمندتر است. به همين دليل در برابر پشتيبانى از زن و نفقه از او بازخواست مىشود.»[٣]
علامه طباطبايى نيز واژه «معروف»[٤] را، رفتارى دانسته كه مردم بر اساس فطرت اصلىشان مىپسندند و با آن آشنا هستند. چنان كه يك درجه برترى داشتن مرد بر زن نيز به دليل استعدادهاى فطرى و نيروها و شايستگىها و كاركردهاى زندگى اجتماعى در نظر آنان پسنديده و ياد آشناست. علامه اين مطلب را بر اساس اصولى استوار شرح داده است.[٥]
[١] . همان، ص ٦٠، مجلد ٢/ ٣٥٦.
[٢] . نساء/ ٣٤.
[٣] . تفسير المنار، ٢/ ٣٨٠ و ٥/ ٦٧.
[٤] . در آيه ٢٢٨ از سوره بقره.
[٥] . الميزان، ٢/ ٢٤٣ و ٢٧٣- ٢٩١.