دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - ٣/ ١ شهادت امام حسين در كربلا
فرمود:" هم اكنون، جبرئيل از پيش من رفت و به من گفت كه حسين در كنار فرات، كشته خواهد شد". سپس فرمود:" مىخواهى خاك آن جا را بو كنى؟" گفتم: آرى.
دستش را دراز كرد و يك مشت خاك برداشت و به من داد و من نتوانستم جلوى اشكم را بگيرم».
٥٧٨٧. مقتل الحسين، خوارزمى به نقل از حاكم جُشَمى: امير مؤمنان، هنگامى كه به صِفّين مىرفت، در كربلا فرود آمد و به ابن عبّاس فرمود: «مىدانى اين مكانْ كجاست؟».
[ابن عبّاس] گفت: نه.
فرمود: «اگر اين مكان را مىشناختى، همچون من مىگريستى» و آن گاه، گريه شديدى كرد و افزود: «من با آل ابو سفيان، چه كار دارم؟».
آن گاه [امير مؤمنان] به حسين ٧ رو كرد و فرمود: «شكيبا باش، پسر عزيزم! پدرت هم از آنان، همانند آنچه تو پس از او خواهى ديد، مىبيند».
٥٧٨٨. اسد الغابة به نقل از غرفه ازْدى: نسبت به منزلت على ٧ ترديدى در دلم راه يافته بود. [روزى] با او به ساحل فرات رفتم. راه كج كرد و ايستاد و ما هم اطرافش ايستاديم. با اشاره دست فرمود: «اين جا مكان شترانشان، جايگاه فرود قافلهشان و محلّ ريختن خونشان است. پدرم فداى آن كه جز خدا، ياورى در زمين و در آسمان ندارد!».
هنگامى كه حسين ٧ كشته شد [، به ساحل فرات] آمدم و به جايى كه حسين ٧ را در آن جا كشته بودند، رفتم. درست همان گونه بود كه على ٧ گفته بود و هيچ اشتباهى نكرده بود. از ترديدى كه در من بود، از خدا طلب آمرزش كردم و