دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٢ - نگاهى دوباره به انگيزههاى جلوگيرى از دشنامگويى به على
با اينحال، او حكومت را براىفردى تميمى يا عَدَوى (از بنىعَدى) نمىخواست؛ بلكه كار را براى شخصى اموى در نظر گرفته بود. از نظر او هيچ كس از هاشميان، صلاحيّت [عضو بودن در] شورا را نداشت.
او كار را چنان سامان مىداد كه پس از وى، براى برادرش (ابو بكر بن عبد العزيز)، بيعت گرفته شود. آن گاه با سم، كشته شد.[١]
ابن ابى الحديد، در پاسخ به حُسن شهرتِ وى به عدالت و نيكوكارى مىگويد:
آنچه سبب شد كه كار وى نيكو جلوه كند و براى افراد نادانْ مشتبه گردد، اين بود كه: او در پى گروهى به حكومت رسيد كه احكام دينى و سنن پيامبر ٦ را تغيير داده بودند. پيش از وى، مردمْ چنان در زير فشار ظلم و تحقير بودند كه آنچه از وى مىديدند، در مقايسه با رفتار حاكمان پيشين، به نظرشان ناچيز مىآمد و آن را از وى مىپذيرفتند.
نيز به خاطر اندك بودنِ كارهاى نادرستى كه انجام داد، مردم، او را در شمار پيشوايانِ هدايتگر برشمردند. پيشينيانِ او، در منبرهايشان على ٧ را لعن مىكردند. طبيعتا هنگامى كه عمر بن عبد العزيز از اين كار نهى كرد، در شمار نيكوكاران به حساب آمد.[٢]
[١] شرح نهج البلاغه: ج ١٥ ص ٢٥٤.
[٢] شرح نهج البلاغه: ج ١٥ ص ٢٥٦.