دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٠ - نگاهى دوباره به انگيزههاى جلوگيرى از دشنامگويى به على
عطاء! اين خوشگذرانِ فرو رفته در لذّتها و هوسها را مىبينى؟ وى زنده خواهد ماند تا بر مردم، حكومت كند».
گفتم: اين فاسق؟
فرمود: «آرى. بر حكومت نمىمانَد و در مىگذرد، و آن گاه كه مُرد، آسمانيانْ بر وى، نفرين مىكنند و زمينيان برايش طلب آمرزش مىنمايند».[١]
ابو بصير، ديدگاه امام باقر ٧ را درباره عمر بن عبد العزيز، چنين گزارش مىكند:
در مسجد با امام باقر ٧ بودم كه عمر بن عبد العزيز، در حالى كه دو قطعه لباس آراسته پوشيده و بر بردهاش تكيه داده بود، وارد شد.
امام ٧ فرمود: «اين جوان به حكومت مىرسد و عدالت را آشكار مىسازد. وى چهار سال زندگى مىكند و آن گاه مىميرد و مردم روى زمين بر وى مىگريند و آسمانيان نفرينش مىكنند».
گفتيم: اى فرزند پيامبر خدا! [مگر] از عدالت و انصاف وى ياد نكردى؟
فرمود: «در جايگاه ما مىنشيند و حقّ چنين كارى را ندارد».
او به حكومت رسيد و در راهِ عدالت، تلاش كرد.[٢]
ابن ابى الحديد نيز در نقد دينباورى، تقوا و زهد عمر بن عبد العزيز، گزارشى آورده است كه به خوبى نشانگر انگيزههاى سياسى وى در اصلاحات است، نه رويكردهاى معنوى و الهى:
عمر بن عبد العزيز، خُبَيب بن عبد اللّه بن زبير را صد تازيانه زد و در روزى زمستانى بر سرش دلو آب سرد ريخت. [خُبَيب]، كُزاز گرفت و مُرد؛ ولى [عمر بن عبد العزيز] نه به خون وى اقرار كرد و نه حقّ صاحب خون را به وى
[١] بصائر الدرجات: ص ١٧٠ ح ١، الخرائج و الجرائح: ج ٢ ص ٥٨٤. نيز، ر. ك: المناقب، ابن شهر آشوب: ج ٣ ص ١٤٣، الثاقب فى المناقب: ص ٣٦٠ ح ١، دلائل الإمامة: ص ٨٨.
[٢] الخرائج و الجرائح: ج ١ ص ٢٧٦ ح ٧، مشارق أنوار اليقين: ص ٩١، إثبات الهداة: ج ٥ ص ٢٩٣.