دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٨ - نگاهى دوباره به انگيزههاى جلوگيرى از دشنامگويى به على
بن عبد العزيز، جريان «دشنامگويى به على ٧» كاملًا نتيجه عكس داشته، به «ضدّ تبليغ» تبديل شده بود.
از اين رو و با توجّه به آنچه آورديم، به صراحت مىتوان گفت كه: «جلوگيرى از دشنامگويى به على ٧»، «باز گرداندنِ فدك» و برخى اصلاحات ديگر در روزگار حاكميّت عمر بن عبد العزيز، گو اين كه با نگاه تاريخى، كارى شايسته است و در «حُسن فعلى» آن نمىتوان ترديد نمود، امّا «حُسن فاعلى» آن جدّا مورد ترديد است و باور به بودن انگيزه الهى در آن، بسى دشوار.
چنين است؛ زيرا در نگاه ژرف امامان : كه تحليل كارها با ديدى فراتر از ديد زودگذر دنيوى صورت مىپذيرد اين همه كارِ به ظاهر موجّه و نيكوى وى، توجيهگرِ حضور ناشايست و غاصبانه او در منصب مسلمانان نبود. به تعبير امام سجّاد و امام باقر ٨،[١] او در نگاه عِلْويان و ساكنان آسمان، هرگز به نيكى ياد نشد و همچنان «ملعون» تلقّى شد.
اين حقيقت، بسى قابل تأمّل است. بايد به دقّت نگريست كه: عمر بن عبد العزيز در چه جايگاهى نشسته بود و آيا شايستگى نشستن در آن جايگاه را داشت يا نه؟ به عبارت ديگر، آيا او هرگز حقّ پيشوايى و رهبرى امّت را كه جايگاهى بس بلند است داشته است؟
در نگاه امامان :، اين مسئله، بسى مهم، و تحليل مواضع از اين زاويه بسيار درسآموز و تنبّهآفرين است. متفكّرى هوشمند، با تكيه كردن بر اين نكته و نگاه نمودن از اين زاويه، عملِ عمر بن عبد العزيز را ارزيابى كرده و نوشته است:
شيعه، «ولايت» را شعار خويش كرده ... [و پذيرش حكومت و ولايت على ٧ را، در برابر آنچه جريان داشت، شيوه خود ساخته] است؛ چرا كه
[١] اين تعابير، در سطور آينده با ذكر منبع، ياد شدهاند.